Feed on
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

خامنه ای در دیدار با احمدی نژاد:امروز باید مشکلات مسکن ِ مردم حل بشود، باید هر ایرانی صاحب ِ یک خانه باشد.

احمدی نژاد در دیدار با وزیر مسکن: همان طور که مقام معظم رهبری فرموده اند امروز باید مشکلات مسکن ِ مردم حل بشود، باید هر ایرانی صاحب ِ یک خانه باشد.

وزیر مسکن در دیدار با روسای ِ مسکن و شهرسازی ِ استان ها: رییس جمهور ِ محترم، برنامه های روشنی برای خانه دار شدن مردم دارند، اخیرا در دیداری که با ایشان داشتم فرمودند امروز باید مشکلات مسکن ِ مردم حل بشود، باید هر ایرانی صاحب ِ یک خانه باشد.

رییس مسکن و شهرسازی هرمزگان در دیدار با رییس مسکن و شهرسازی بندرعباس: خوشبختانه وزیر مسکن و شهرسازی نگاه روشنی به مقوله ی مسکن دارند، اخیرا در دیداری که با ایشون داشتم این مژده را دادند که به زودی مشکلات تمام می شود و فرمودند که امروز باید مشکلات مسکن ِ مردم حل بشود، باید هر ایرانی صاحب ِ یک خانه باشد.

رییس مسکن و شهرسازی بندرعباس در دیدار با روسای تعاونی ها : بنده اخیرا جلسه ی مهمی را با رییس مسکن و شهرسازی استان داشتم، ایشان شخص بسیار روشنفکر و مدیری لایق هستند، برنامه ی ایشان این هست که امروز باید مشکلات مسکن ِ مردم حل بشود، باید هر ایرانی صاحب ِ یک خانه باشد.

رییس تعاونی در دیدار با روسای شورای محل: جا دارد من در این جا تشکر بکنم از ریاست محترم مسکن و شهرسازی بندرعباس، راهنمایی های ِ ایشان همواره چراغ راه بنده بوده است، در دیداری که با ایشان داشتم فرمودند که امروز باید مشکلات مسکن ِ مردم حل بشود، باید هر ایرانی صاحب ِ یک خانه باشد.

رییس شورای محله ی ِ شمسی خانوم در دیدار با همسایگان: خبرهای خوشی برایتان دارم، در دیداری که با رییس محترم تعاونی داشتم ایشون فرمودند امروز باید مشکلات مسکن ِ مردم حل بشود، باید هر ایرانی صاحب ِ یک خانه باشد.

شمسی خانوم در دیدار با فاطی، عیال ِ اکبرآقا: ما که داریم از این محل میریم، داریم میریم خونه ی خودمون، قراره مشکل ِ مسکنمون حل بشه، قراره ما هم صاحب ِ یه خونه بشیم.

فاطی در دیدار با شوهرش اکبر آقا: خاک تو سرت، همه صاحب خونه شدن الا ما، اندازه ی این شمسی خانوم هم عرضه نداشتی، قراره مشکل مسکن شون حل بشه، قراره به زودی صاحب خونه بشن.

اکبر آقا: هیس، ساکت شو دارم اخبار گوش میدم.

مجری خبر: رهبر معظم انقلاب صبح امروز در دیدار با رییس جمهور محبوب فرمودند امروز باید مشکلات مسکن ِ مردم حل بشود، باید هر ایرانی صاحب ِ یک خانه باشد.

اکبر آقا: بیا، بازم میگن رهبری به فکر مردم نیست :D

هر رای منفی به لینک های ضد شیعه 1000 تومان

هر رای منفی به لینک های ضد اسلامی 800 تومان

هر رای منفی به لینک های ضد نظام 1200 تومان

هر رای مثبت به لینک های شیعی 1000 تومان

هر رای مثبت به لینک های اسلامی 800 تومان

هر رای مثبت به لینک هایی در طرفداری از نظام 1200 تومان

هر رای منفی به لینک هایی که در طرفداری از رژیم صهیونیستی ارسال می شوند 2500 تومان

هر رای مثبت به لینک هایی که در حمایت از مردم مظلوم فلسطین و لبنان ارسال می شوند 2500 تومان

هر کامنت شما در دفاع از ارزش های انقلاب، امام، شیعه، اسلام، نظام جمهوری اسلامی، فلسطین و لبنان 100 تومان

توجه:

در صورتی که تعداد کامنت های شما از یک عدد بیشتر شد مبلغ ِ کامنت بعدی نسبت به کامنت قبلی 50 درصد کاهش می یابد مثلا اگر شما سه کامنت ارسال کرده باشین به کامنت اول 100 تومان کامنت دوم 50 تومان و کامنت سوم 25 تومان تعلق می گیرد.

هر رای مثبت شما به کامنت هایی در طرفداری از ارزش های انقلاب، امام، شیعه، اسلام، نظام جمهوری اسلامی، فلسطین و لبنان 10 تومان

هر کامنت شما در رد مشروعیت رژیم صهیونیستی و ثابت کردن جنایات آمریکا و سایر مخالفین نظام جمهوری اسلامی 100 تومان و در صورت دارا بودن چندین کامنت همانند روش بالا مبلغ مورد نظر محاسبه می شود.

هر رای منفی شما به کامنت هایی که ارزش های مورد نظر را زیر سوال می برند 10 تومان.

در صورتی که با رای شما کامنتی مخفی شود 50 تومان به شما پاداش تعلق می گیرد.

ارسال هر لینک مذهبی 2000 تومان

ارسال هر لینکی در محکوم کردن جنایات رژیم صهیونیستی 2000 تومان

در صورتی که لینک های شما به صفحه ی داغ راه پیدا کند 2000 تومان دیگر به عنوان پاداش دریافت می کنید.

در صورتی که لینک شما به قسمت بهترین لینک ها یا لینک های مورد بحث راه پیدا کند 1000 تومان دیگر پاداش دریافت می کنید.

در صورتی که با رای منفی شما لینک های ضد ارزشی حذف شوند 1000 تومان علاوه بر مبلغ مورد قرارداد به شما تعلق می گیرد.

در صورتی که با رای مثبت شما لینک های ارزشی به صفحه ی اول راه پیدا کنند 1000 تومان علاوه بر مبلغ مورد قرارداد به شما تعلق می گیرد.

در صورتی که بتوانید یک موضوع داغ مذهبی ایجاد کنید مبلغ 5000 تومان به شما تعلق می گیرد.

چنانچه به هر علتی اشتباها به لینک های ارزشی منفی دهید یا به لینک های ضد ارزشی مثبت دهید در بار اول هزار تومان و در بار دوم پنج هزار تومان از حقوق شما کسر می گردد و در صورت تکرار شما از کار اخراج خواهید شد.

پنج نفر اولی که بهترین عملکرد را داشته باشند طی مراسم خاصی از سوی ِ مقام معظم رهبری مورد تقدیر قرار خواهند گرفت و به سفر خارج فرستاده خواهند شد.


توصیه


در صورتی که تازه کار هستید برای شروع کار می توانید به پروفایل این شخص بروید و به هر لینکی که این شخص منفی داده شما مثبت بدهید و به هر لینکی که مثبت داده منفی بدهید.

حتی المقدور به صورت گروهی عمل کنید چه در رای دادن مثبت یا منفی به لینک ها و کامنت ها و چه در هنگام ِ شرکت در بحث ها.

در پایان هر ماه عملکرد شما بررسی می شود و چنانچه از حد نصاب ِ مقرر کمتر فعالیت داشته باشید از حقوق ِ شما مبلغی کسر می گردد و چنانچه این روند ادامه داشته باشد از کار اخراج خواهید شد.

توجه

کلیه ی مبالغ در مورد این کاربر دو برابر هستند برای مثال هر رای منفی شما برای لینک های ضد شیعی 1000 تومان بود اما اگر به لینک این کاربر منفی دهید 2000 تومان پاداش می گیرید.
در صورتی که رای منفی شما منجر به حذف لینک این کاربر شود شما یک سفر حج عمره پاداش خواهید گرفت.

اطلاعیه

جهت تکمیل کادرِ اداری در سایت ِ دنباله به تعدادی کاربر ِ ارزشی نیازمندیم.

یکی از دوستان مطلبی نوشته بودند با عنوان ِ یک سئوال حیاتی در پرسشنامه ی گزینش یک اداره، گویا یکی از آشنایان ِِ ایشان برای انجام مصاحبه به اداره ای مراجعه می کند و در آن جا به هنگام مصاحبه این سوال از ایشان پرسیده می شود:
سه ظرف حاوی آب داریم که هر سه دارای شرایطی هستند که به آن آب کُر می گویند.

در ظرف اول سگی می شاشد.

از ظرف دوم سگی آب می خورد.

و در ظرف سوم سگی دمش را خیس می کند.

با آب کدام یک از این سه ظرف می توان وضو گرفت و نماز خواند ؟
(جواب سوال در انتهای مطلب داده شده)

این دوستمون، این مطلب رو در بالاترین ارسال کردند، نظرات پای لینک حاکی از اون بود که جمع کثیری از خوانندگان تصور می کردن که مطلب بیشتر شبیه به یک شوخی است اما این گونه سوال ها یک پای ثابت در تمامی ِ مصاحبه های عقیدتیست.

برای مسئولین ِ این نظام داشتن تخصص به تنهایی کافی نیست، حتی اگر شما در رشته ی کاری تون بهترین متخصص هم باشید اما جواب ی سوال هایی نظیر سوال بالا را ندانید به درد اون ها نمی خورید.

بنده به شخصه چندین تجربه ی مصاحبه هایی چنینی را در زندگی ام داشته ام، یکی از خنده دار ترین سوال هایی که در طول عمرم با آن مواجه شدم رو برایتان نقل می کنم.

اواسط ِ دهه هفتاد بود که شرکت ملی گاز در اطلاعیه ای اعلام کرد که به تعدادی نیرو احتیاج دارد، در بین رشته هایی که مورد نیاز بود رشته ی تحصیلی من نیز به چشم می خورد.

کسانی که در این نظام برای استخدام مصاحبه داده اند می دونند که دو مصاحبه ی کاری و عقیدتی در کار است، یعنی این که اول در رابطه با رشته ی تحصیلی تان از شما سوالاتی پرسیده می شود و اگر در این مرحله موفق شدید تازه می رسید به مرحله ی بعد که مصاحبه ی عقیدتی است و یک شخصی درباره ی مسائل ِ مذهبی از شما سوال می کند؛ حتی اگر شما متخصص ترین فرد در شهرتان باشید اما در مصاحبه ی عقیدتی رد شوید، شما را استخدام نمی کنند.

یکسالی میشد خدمتم رو تموم کرده بودم و کلی بیکاری کشیده بودم، خوشحال از این که بلاخره شانس به ما رو کرده خودم رو برای مرحله ی اول ِ مصاحبه آماده کردم، امتحان مرحله ی اول رو با موفقیت کامل پشت سر گذاشتم، به کسانی که قبول شده بودند گفتند در فلان روز برای مصاحبه ی عقیدتی بیایید.

کتابی رو یکی از دوستان بهم معرفی کرد و گفت اغلب سوال های عقیدتی از توی این کتاب میاد، خلاصه کتاب رو هم چند دوری خوندم و احساس می کردم که حتما می تونم در این مصاحبه هم موفق بشم.

روز موعود فرا رسید و رفتم به محل مصاحبه، یک ساعتی معطل شدم تا نوبت به من رسید، به علت کثرت ِ جمعیت، هر بار دو نفر رو به نزد ِ حاج آقا! می فرستادند.

من و یک آقایی با هم رفتیم تو، حاج آقا! اول یه نگاهی به ظاهرمون کرد و از سر تا پامون رو حسابی ورانداز نمود بعد گفت بشینید.

اول از من یه سوال ِ احکام پرسید که جواب دادم، بعد از اون آقا هم پرسید که اون هم جواب داد، چندین سوال ساده رو پرسید که هر دومون جواب دادیم، از ما پرسید که نماز می خونید؟ روزه می گیرید؟ ما هم گفتیم بله :D

تا این که نوبت به اون سوال ِ کذایی رسید، حاج آقا! رو به من کرد و گفت: پارسال روز قدس ناهار چی خوردی؟

از شنیدن این سوال حسابی جا خوردم، با خودم گفتم این منظورش چیه از این سوال؟ گفتم لابد میخواد بدونه ما ساده زندگی می کنیم یا نه، خوب البته که ما ساده هم زندگی می کردیم و ناهار آن چنان پرملاتی هم سر سفره ی ما دیده نمیشد، خیلی ساده به حاج آقا! گفتم ناهار عدس پلو داشتیم.

حاج آقا رو به نفر بعدی کرد و همین سوال رو هم از ایشون پرسید، اون طرف هم بعد از کمی مکث گفت ناهار قورمه سبزی داشتیم.

حاج آقا! نگاهی از روی غیظ به ما انداخت و گفت: شما مگه بچه مسلمون نیستین؟(حقیقتش من که نبودم اما جبر زمانه امکان انتخاب پدر و مادر را به آدمی نمی دهد و ناچار من هم از پدر و مادری مسلمان زاده شدم)
هر دو با هم گفتیم چرا حاج آقا!

حاج آقا! گفت: پارسال روز ِ قدس ماه رمضون بود، پس معلوم شد که شماها روزه نمی گیرین و دروغ گفتین.

بله و به همین سادگی من توی مصاحبه رد شدم، این آخوندها دیگه فهمیدن که ملت میرن و یه جزوه ی احکام را طوطی وار حفظ می کنند و میان برای مصاحبه، به خاطر همین هم روش ِ خودشون رو عوض کردن و به طرق مختلف سعی می کنند که بفهمند چه کسی واقعا به این خزعبلات اعتقاد داره و چه کسانی مانند من فقط برای استخدام شدن این خزعبلات رو از حفظ می کنند.

جواب سوال
گزینه ی اول صحیح است زیرا اگر سگی در ظرف مورد نظر ادرار کند بر حجم آب افزوده می شود و شرایط ِ کر بودن ِ آب از بین نمی رود اما چنانچه سگ از آن آب بنوشد یا دم خود را در آن فرو کند از حجم آب کاسته می شود و در نتیجه آن مقدار آب دیگر کر نیست!

استاندار سیستان و بلوچستان اعلام کرده است که در سراسر دنیا از نظام جمهوری اسلامی الگو برداری می شود.
تصورش را بکنید اگر چنین چیزی حقیقت داشت دنیا به چه شکلی می بود.

مصر : ساخت سد ِ کلوپاترا جنب ِ اهرام ثلاثه

سوئد: برگزاری ایام ِ مریمیه در استکهلم

نروژ : تخصیص یک میلیارد کرون از بودجه ی شهرداری اسلو برای کمک به مردم ِ مظلوم ِ فلسطین

فنلاند: عدم تایید صلاحیت ِ صد کاندیدا به سبب عدم التزام به مسیحیت

ویتنام: دفن سه شهید ِ گمنام در دانشگاه ِ هانوی

آمریکا: گرامیداشت ِ سالروز رفع تبعیض ِ نژادی به رهبری ِ جوزف آدامز با کمک ِ مارتین لوتر کینگ

انگلیس : کشف ِ جای ِ سم ِ اسب ِ یکی از حواریون مسیح

اوگاندا: برگزاری مراسم ِ عزاداری ِ هونگا تانگا در تمامی شهرها

آلمان: آنگلا مرکل، دختر خاله ی دوازده ساله ی خود را به سمت ِ مدیر ِ کارخانه ی بنز منصوب کرد.

هلند/ نخست وزیر: ما در هلند همجنس باز نداریم/ حکم پرتاب از بلندی برای دو همجنس باز

فرانسه: رییس سازمان صدا و سیمای فرانسه: فرانسویان تا پیش از حمله ی آلمان ها در جنگ جهانی دوم، قومی وحشی بودند.

ژاپن: آذین بندی ِ خیابان ها به مناسبت ِ سالروز تولد خلبان های آمریکایی ای که بر سر هیروشیما و ناکازاکی بمب ِ اتمی ریختند.

ایتالیا/برلوسکونی: آثار تاریخی ِ ماقبل رنسانس، نشانه ی جبار بودن ِ دستگاه آن زمان است.

لهستان: سنگسار یک زن و مرد به دلیل ِ داشتن ِ رابطه ی جنسی

روسیه/لاوروف: حق ایران در دریای خزر پنجاه درصد است.

واتیکان/پاپ: لیست اعضای واتیکان توسط حضرت مسیح تایید می شود.

بلژیک: اعدام همزمان ِ دوازده نفر در ملاء عام.

هندوستان/مهاراجه: امروز گاوها، دنیا را مدیریت می کنند، من با گاو اعظم ارتباط دارم.

سوییس/اسقف ها: زنان حق ورود به ورزشگاههای فوتبال را ندارند.

اسراییل/یک خاخام: منقولست از حضرت موسی که زیر ِ درخت ِ خاردار ثکص نکنید.

کانادا: بمب گزاری اخیر در تورنتو کار ِ اسکیموها بوده است.

اسپانیا: شلاق خوردن ِ یک جوان در مادرید به سبب ِ خوردن آبجو

یکی از شعارهای ِ همیشگی ِ سران ِجمهوری اسلامی، وحدت ِ بین ِ مسلمین است!

سران ِ جمهوری اسلامی برای این که نشان دهند واقعن به وحدت ِبین ِمسلمین اعتقاد دارند مبادرت به برگزاری انواع و اقسام همایش ها و جلسات دینی با حضور مسئولین ِسایر کشورهای اسلامی می کنند.

خامنه ای هم که مرتب در سخنرانی هایش به سران دیگر کشورهای اسلامی هشدار می دهد که مراقب دشمن باشند که این دشمن سعی در ایجاد تفرقه بین مسلمین را دارد تا مسلمین نتوانند به وحدت دست یابند.

این روزها مصادف است با سالروز شهادت! فاطمه، دختر ِ پیامبر اسلام و کشور ما به این سبب در غم و اندوه و ماتم فرو رفته است و تمامی کانال های تلویزیونی از کانال یک بگیر تا شبکه های استانی در حال پخش عزاداری برای بی بی دو عالم! هستند.

خوب تا این جا، زیاد جای تعجب ندارد اما نکته ی جالب این که در تمامی ِ این کانال ها شهادت دختر پیامبر اسلام را تسلیت می گویند اما کوچکترین اشاره ای به نحوه ی شهادت ایشان نمی شود.

شیعیان بر این باورند که پس از موضوع سقیفه ی بنی ساعد، عمر برای این که علی را به بیعت از ابوبکر وارد کند به در ِ خانه ی علی می رود و از آن ها می خواهد که با ابوبکر بیعت کنند اما وقتی با جواب منفی علی و فاطمه روبرو می شود، می خواهد که به زور وارد خانه شود اما فاطمه پشت در می ایستد و مانع از ورود عمر می شود، در این هنگام عمر عصبانی می شود و لگد محکمی به در می زند و در خرد می شود و چون فاطمه پشت در بوده، ضربه ای به ایشان وارد می شود که در نهایت همین ضربه باعث شهادت! ایشان می شود.


حال سوال این است که چگونه می شود که شما خلیفه ی ِ جمعیتی بالغ بر یک میلیارد و چند صد میلیون نفر را قاتل بنامی اما انتظار داشته باشی که آن ها با شما از در دوستی وارد شوند و بین شما وحدت ایجاد شود؟

یادم می آید سال قبل در هفته ی وحدت! برنامه ای از کانال یک پخش میشد که مربوط میشد به یکی از کلاس های درس دانش آموزان ابتدایی در استان سیستان و بلوچستان، معلم دانش آموزان می گفت ما در این کلاس هم سنی داریم و هم شیعه و همه با هم دوست و برادر هستند و در انتهای برنامه رو به دانش اموزان کرد و گفت حالا برای این که وحدت و همدلی خودتون رو نشون بدین همگی با هم دعای فرج آقا امام زمان رو بخونید و دانش آموزان هم همگی شروع کردن به ….الهم کن لولیک الحجة ابن الحسن صلواتک……. :D

پ.ن - تا یادم نرفته بگم که شیعیان مدعی هستند که در هنگامی که عمر لگد می اندازد به در، فاطمه بچه ای در شکم خود داشته و بچه بر اثر این ضربه سقط می شود.

شیعیان در عزاداری های خود از این بچه با نام ِ محسن یاد می کنند، مشخص نیست در آن روزگار که هنوز دستگاه سونوگرافی اختراع نشده بود چگونه پی به ماهیت ِ جنسیت ِ فرزندی که هنوز به دنیا نیامده بود برده بودند و چطور هنوز فرزندی که جنسیتش مشخص نبوده را محسن نامیده بودند!!؟؟

در تاریخ طبری می خوانیم که علی دارای پانزده پسر شد که در هنگام مرگ چهارده تن از آن ها زنده بودند و یکی از آن ها به نام محسن در خردی بمرده بود، در خردی بمرده بود یعنی چه؟ یعنی این که ایشان متولد شده بودند و بعدا در سن طفولیت بر اثر عارضه ای فوت کرده بودند.

نکته ی بعدی که به ذهنم رسید اینه که پس از فوت فاطمه، علی ازدواج های متعددی کرد و صاحب دختران بسیاری شد و نکته ی جالب تر این که علی یکی(یا دو تا) از دختران خود را به عقد عمر درآورد، حال خودتان قضاوت کنید که چگونه می شود که انسانی دختر خود را به عقد ِ قاتل ِ همسرش درآورد؟

نام سه تن از فرزندان علی، ابوبکر و عمر و عثمان بود که ابوبکر و عثمان به همراه حسین در حادثه ی کربلا کشته شدند اما عمر تا سن هشتاد سالگی زندگی کرد و به مرگ طبیعی مرد؛ آیا عاقلانه است که علی پس از کشته شدن همسرش به دست عمر، نام یکی از فرزندانش را عمر بگذارد؟(منبع: تاریخ طبری)

پی نوشت تر

این مطلب رو من در بالاترین لینک کردم که سربازان ِ گمنام ِ امام زمان، وظیفه ی شرعیشون رو انجام دادن و اون رو سریعا حذف کردن.

نکته ی حائز اهمیت این که هیچ کدام از این شیعیان پاسخی برای این سوال نداشتن، به راستی تعصب کور و بیجا تا چه حد؟

از زمان روی کار آمدن احمدی نژاد، واژه ی امام زمان بیشتر از هر زمان ِ دیگری به گوش میرسد.

مسئولین و سران نظام جمهوری اسلامی کارهای بسیاری را به امام زمان نسبت می دهند، از تایید فهرست نمایندگان مجلس بگیرید تا مدیریت جهان تا کمک کردن به دانشمندان هسته ای در کشف علل خرابی ِ یکی از سانتریفیوژها تا ایجاد ِ هاله ی نور دور کله ی احمدی نژاد :D
احمدی نژاد بارها و بارها به طرق مختلف اعلام کرده که از حمایت امام زمان برخوردار است و حتی با ایشان رابطه نیز دارد، وی مدعیست که امام زمان در جریان تمامی تصمیمات ایشان هستند.


بر طبق باور پیروان تشیع، امام زمان برگزیده ی خداوند بوده و بری از هر گونه اشتباه و گناه است و بالطبع تشخیص ایشان هم هرگز اشتباه نخواهد بود.


ما می پذیریم که آقای احمدی نژاد و خامنه ای و سایر مسئولین ِ درجه ِ یک ِ جمهوری اسلامی که ادعای ارتباط با امام زمان را دارند، راست می گویند، ما می پذیریم که امام زمانی با چنین مشخصاتی وجود دارد، ما می پذیریم که این امام زمان در تمامی جلسات نظام حضور دارد و تمامی تصمیم گیری های این نظام به سمع و نظر ایشان میرسد و پس از تایید توسط ایشان عملی می شود.


پس با این اوصاف، تمامی ِ کارهایی که در این نظام به دستور مقامات درجه اول نظام صورت می گیرد مورد تایید امام زمان می باشد زیرا بر طبق باور تشیع، امام زمان نمی تواند که تصمیم اشتباهی بگیرد پس مشاوره ی وی نیز صد در صد صحیح است.


یکی از کارهایی که در این نظام صورت می گیرد برخورد با پیروان بهاییت است، در طی این چند روز باز هم شاهد دستگیری چندین تن از هموطنان بهایی ِ مان بودیم.


سران جمهوری اسلامی ادعا می کنند که خرابکاری های اخیر توسط پیروان بهاییت بوده و آن ها به آمریکا و اسراییل وابسته بوده اند، قطعا این اطلاعات پیش از آن که منتشر شود به سمع و نظر امام زمان رسیده است زیرا محال است که چنین امر مهمی از دید ایشان پنهان مانده باشد.


اگر امام زمان مخالف برخورد با پیروان بهاییت بوده باشند که خوب طبیعیست که مخالفت خود را به سران نظام اعلام خواهند کرد و سران نظام نیز هرگز کاری بر خلاف میل امام زمان انجام نخواهند داد پس نتیجه این که امام زمان از برخوردی که با پیروان بهاییت می شود رضایت خاطر دارند چه بسا اصلا حکم این برخورد را خود ایشان صادر کرده باشند.


اگر این دخالت امام زمان در مسائل داخلی را تعمیم بدهیم به اتفاقات سال های اخیر این سوال پیش می آید که آیا ایشان در جریان صدور حکم ِ قتل های زنجیره ای بوده اند؟ آیا دخالتی در این امر داشته اند؟

آیا ایشان در جریان برخورد با زنان ِ بی حجاب ِ اسلامی بوده اند؟

آیا ایشان در جریان واقعه ی رستوران میکونوس بوده اند؟

آیا ایشان در جریان انفجار مرکز یهودیان در آرژانتین بوده اند؟

و صد ها مورد دیگر را می شود به عنوان مثال ذکر کرد.


با این رویه ای که سران جمهوری اسلامی در پیش گرفته اند وگناه ِ همه ی کارها را بر گردن امام زمان می اندازند، بعید نیست که امام زمان در بدو ظهورشان دستگیر و توسط دادگاه بین المللی لاهه محاکمه شوند :D

پس از ظهور اسلام و تهاجم بادیه نشینیان عرب به کشورهای همسایه و دور، بسیار ی از کشورهایی که تحت حمله ی مهاجمین مسلمان قرار گرفتند از فرهنگ و هویت خود فاصله گرفتند به نحوی که حتی برخی از آن ها گذشته ی خود را فراموش کردند و از بیخ عرب شدند.

لبنانی ها(فینیقیان) عراقی ها(بابلی ها) سوریه و مصر و کشورهای شمال آفریقا و … را می شود به عنوان نمونه ذکر کرد.

اما نکته ی حائز اهمیت این است که با وجود این که این کشورها از بیخ عرب شدند اما هیچ گاه تاریخ و پیشینه ی قبل از اسلام خود را ننگین ندانستند و سعی در تخریب آن نکردند، مثلا کشور مصر هیچ گاه تلاش نکرده اهرام ثلاثه را تخریب کند.

متاسفانه در کشور ما با وجود این که حس ناسیونالیستی در بسیاری از افراد چربش قابل محسوسی بر حس مذهبی آن ها دارد شاهد این هستیم که با مفاخر و اماکن پیش از اسلام رفتار زشتی می شود.

به این آرامگاه بنگرید، آرامگاه کوروش بزرگ، فکر می کنید اگر همین آرامگاه در کشور ژاپن بود آن ها با این بنا چه می کردند؟

ژاپنی ها امروز به سبب نداشتن اماکن تاریخی، خانه هایی با قدمت صد سال را در رده ی اماکن تاریخی قرار می دهند و بسیار روی آن سرمایه گذاری می کنند اما ما با وجود داشتن چنین گوهر گرانبهایی عامدانه قصد تخریب آن را داریم.

حال به این تصویر بنگرید، این تصویر مقبره ی یکی از امامان شیعه است که در مشهد واقع شده است، گنبد و بارگاه و شکوه و جلال این بنا را ببینید و آن را با مقبره ی کوروش بزرگ مقایسه کنید.

کدام یک از این دو فرد در جهان شناخته شده تر هستند؟

امام هشتم شیعیان را در دنیا بیشتر می شناسند یا کوروش بزرگ را؟

کدام یک از این دو برای بشریت مفیدتر بوده اند؟

امام هشتم شیعیان برای شیعیان دارای احترام زیادیست، بسیار خوب؛ اما کوروش هخامنشی هم برای بسیاری از ایرانیان دارای احترام است، کم نیستند افرادی که مقام کوروش در نزد آن ها هزاران بار بیشتر از مقام امام هشتم شیعیان است.

کدامین کشور را در دنیا سراغ دارید که چنین نگاه پر خشم و کینه ای نسبت به گذشته ی خود داشته باشد و پیوسته سعی اش بر این باشد که با عناوین مختلف فرهنگ و مفاخر گذشته ی خود را بی اهمیت جلوه دهد؟

کدامین کشور را سراغ دارید که حمله ی نیرویی بیگانه به خود را مقدس دانسته باشد؟

کدامین کشور را سراغ دارید که نام مهاجمین و قاتلین فرزندان آب و خاکش را بر روی کوچه و خیابان خود گذاشته باشد؟

کدامین کشور را سراغ دارید که در آن هر سال برای قوای مهاجم مراسم یادبود برگزار کنند؟

در جنگ جهانی، آلمان کشور فرانسه را اشغال کرد، آیا فرانسوی ها پیشرفت امروز خود را مرهون حمله ی هیتلر می دانند؟

آیا فرانسوی ها علیرغم این که آلمان ها از داشتن رهبری به نام هیتلر شرمیگن هستند، برای هیتلر مراسم یادبود برگزار می کنند؟

آیا فرانسویان نام کوچه و خیابان خود را هیتلر و رایش می گذارند؟

آیا فرانسویان نسبت به بناهای تاریخی خود در پیش از حمله ی آلمان، بی تفاوت هستند؟

آمریکا در جنگ جهانی دوم بر سر دو شهر هیروشیما و ناکازاکی ِ ژاپن بمب اتم ریخت، آیا ژاپنی ها اجداد خود را پیش از حمله ی اتمی آمریکا وحشی می دانند؟

آیا ژاپنی ها برای دو خلبانی که بر سر دو شهر هیروشیما و ناکازاکی بمب اتمی ریختند، گنبد و بارگاه ساختند؟

پیشرفت امروز ژاپنی ها نتیجه ی تلاش و همت فرد فرد ژاپنی هاست یا نتیجه ی حمله ی اتمی ِ آمریکا؟

این همه غریب پرستی ما ایرانیان واقعا جای شگفتی دارد، انگار ملت ما چیزی به نام حافظه ندارد، برای ثابت کردن نداشتن حافظه ی تاریخی همین بس که تنها دو دهه از اتمام جنگ ایران و عراق می گذرد اما مردم ما انگار فراموش کرده اند که این عراقی ها در طی این هشت سال چه بر روز ما آوردند.

نمی گوییم که ما تا ابد با عراق در جنگ و ستیز باشیم، خیر، اما دیگر چنین دل سوزاندن برای قومی که هشت سال جان و مال و ناموس ما را به باد داد واقعا شگفت انگیز است، مردم ما برای کسانی دل می سوزانند که اگه همین فردا هم دستشون برسه باز هم به خاک ایران تجاوز می کنند؛ برای کسانی دل می سوزانند که همین حالا با توجه به شرایط وخیم سیاسی و اجتماعیشون باز هم حق ایران را در حاکمیت جزایر سه گانه به رسمیت نمی شناسند و معاهده ی الجزایر را نیز مخدوش می دانند.

ایرانی ها برای فلسطینی هایی دل می سوزانند که در سالروز مرگ صدام جامه ی سیاه برتن می کنند و برای آن قاتل صد ها هزار ایرانی مراسم سوگواری بر پا می کنند.

به تصویر این کودک فلسطینی بنگرید که در سالروز اعدام صدام نکبت، چنین وقیحانه تصویر آن خون آشام را به دست گرفته و می گوید ایرانی برو به جهنم.

دیروز برای کاری رفته بودم مرکز شهر، شدت گرما به حدی بود که گفتم برم یه نوشیدنی بخورم(نمی دونم چرا کلمه ی نوشیدنی منو یاد سریال های خارجی سیما میندازه :D

رفتم توی یه آبمیوه فروشی و یه گوشه نشستم، جمعیت زیادی نشسته بودند، یه آقایی پاشد و اومد سر میز که حساب کنه، گفت حساب ما چقدر میشه؟

صاحب مغازه گفت پنج هزار تومن، رنگ از رخسار اون بنده خدا پرید، گفت پنج هزار تومن!!؟ چه خبره؟

صاحب مغازه گفت شما خودت سه تا شیرموز داشتی هفت تا هم اون آقایونی که الان رفتن، خوردن میشه ده تا، ده تا پونصد تومن هم میشه پنج هزار تومن.

اون آقا گفت خوب هفت تا شیر موز اون ها به من چه ربطی داره؟

فروشنده گفت خوب اون ها هم با شما بودن دیگه، اونا گفتن که شما میز رو حساب میکنی.

بنده ی خدا حسابی قاطی کرده بود و با عصبانیت گفت غلط کردن، من چه میدونم اونا کی بودن مگه هرکی گفت شما باید قبول کنی؟ برو بابا سرت رو کلاه گذاشتن و خلاصه کلی غرغر کرد و پول سه تا شیر موز خودش رو گذاشت روی میز و رفت.

صاحب مغازه پاشد و قبل از این که اون آقا بره، رفت جلو و بهش گفت ببخشید شما در مقابل دوربین مخفی هستین :D

اما اون آقا گفت به درک :D و رفت.

داشتم فکر می کردم که اگه من جای اون شخص بودم چه کار می کردم، وقتی منصفانه و با توجه به روحیات خودم به قضیه نگاه کردم متوجه شدم که شاید عکس العمل من خیلی بدتر از اون شخص می بود چون اصلا حال و حوصله ی این چیزها رو ندارم، اصولا شرایط زندگی از ما مردم ایران، مردمی عبوس و عصبانی ساخته، چند روز پیش مطلبی در همین زمینه خوندم که گفته شده بود مردم تهران مردمی عبوس و عصبانی هستند.

باید گفت که شرایط زندگی در ایران به گونه ایست که آستانه ی تحمل ما را به شدت پایین آورده است، قبلا وقتی دو نفر در بازار به همدیگه می خوردند حداقل یکیشون معذرت خواهی می کرد اما الان هر دو طرف طلبکارانه بر می گردند و میگن مگه کوری؟

اگه دقت کنین هر روز در اطرافمون شاهد نزاع هایی هستیم که بر سر هیچ و پوچ صورت می گیرند، دعواهایی که بعضا منجر به قتل هم می شوند، دعواهایی که بر اثر یک تنه یا یک متلک یا یک تصادف ساده شروع می شوند.

من وقتی دوربین مخفی های کشورهای خارجی رو می بینم که چه شوخی هایی با مردم می کنند واقعا از این همه صبر و حوصله ی اون ها شگفت زده میشم، باور کنید اگه یه دونه از اون شوخی ها رو این جا با مردم بکنند تا طرف بیاد و بگه که دوربین مخفی بوده یا فحش خواهر و مادر نصیبش شده یا کتک ِ رو خورده.

همواره ملایان ادعا می کنند که برگزاری جشن های دوهزار و پانصد ساله توسط محمد رضا شاه، بسیار تجملاتی و پرخرج بوده است.
جشن هایی که محمد رضا شاه بر پا می کرد یک جنبه ی آن حداقل خوب بود و آن این که چهره ای زیبا را از مردم و کشور ما به جهانیان نشان می داد و عظمت و شوکت و بزرگی ایران باستان را به رخ جهانیان می کشید اما نکته ی جالب تر این که این جشن ها به تمام ملت ایران مربوط میشد و فقط مختص به قشر خاصی از جامعه نبود.

بد نیست نگاهی به جشن هایی که جمهوری اسلامی از فردای روی کار آمدنش تاکنون برگزار کرده بیندازیم.

جمهوری اسلامی همه ساله ده روز را به نام دهه فجر! جشن می گیرد، این جشن در طی این سی سال هر ساله در تمامی شهرها و کوره دهات های ایران برگزار شده است، توجه داشته باشید که جشنی به نام جشن دوهزار و پانصد ساله فقط یک بار و آن هم فقط در یک مکان برگزار شد اما جشن های جمهوری اسلامی در تمام نقاط ایران، در تمامی شهرها(مدارس، موسسات، اداره ها، دانشگاه ها، بانک ها و …….) و حتی در دفاتر فرهنگی و سفارت خانه های جمهوری اسلامی در خارج از کشور هم برگزار می شود.

جشن میلاد عج یکی از پرهزینه ترین جشن هاییست که همه ساله در جمهوری اسلامی برگزار می شود و به جرات می توان گفت هزینه ی برگزاری این جشن فقط در یک سال، برابری می کند با تمامی هزینه هایی که شاه فقید برای برگزاری جشن های دوهزار و پانصد ساله، کرد.

جشن مبعث نیز از دیگر جشن های پرخرجیست که هر ساله در جمهوری اسلامی برگزار می شود.

جشن های میلاد امامان دوازده گانه ی شیعیان نیز هر ساله در جای جای ایران برگزار می شود.

جشن غدیر، این جشن نیز همانند جشن میلاد عج و جشن امامان دوازده گانه ی شیعیان، فقط مختص شیعیان ایرانیست و سایر مردم ایران سهمی در آن ندارند اما هزینه های گزاف برگزاری این جشن ها نیز مانند سایر جشن های جمهوری اسلامی از جیب همه ی مردم ایران هزینه می شود.

جشن عید فطر، عید قربان، روز قدس، جشن هسته ای و …… نیز در زمره ی جشن های جمهوری اسلامی هستند.

حال به این جشن ها، هزینه های برپایی سیمنارها و همایش های مختص شیعیان را اضافه کنید همانند همایش هایی نظیر همایش مهدویت یا قرآن شناسی یا اسلام شناسی یا علل قیام مختار و …. ببینید چه هزینه ی هنگفتی می شود.

در کنار برگزاری این جشن های بیهوده، هزینه های برگزاری مراسم سوگواری شیعیان را نیز اضافه کنید، شهادت یا فوت محمد، فاطمه، علی(کل ماه رمضان)، حسن، حسین(دو ماه محرم و صفر)، محمد باقر و …..حسن عسکری.

به این هزینه ها می شود هزینه های گزاف جمهوری اسلامی در ساخت سریال های مذهبی، چاپ و نشر کتب شیعی، سفرهای استانی هیئت دولت و شخص خامنه ای را نیز افزود، هزینه های میلیاردی در استقبال شاهانه از خامنه ای حتی در دوران محمد رضا شاه هم سابقه نداشته است.

ضرر و زیانی که از بابت برگزاری این گونه جشن های ضد ملی و غیر ایرانی متوجه کشور می شود بسیار هنگفت است، تصور بفرمایید اگر در ایران ده میلیون نیروی کار وجود داشته باشد و هر کارگر روزی هشت ساعت کار کند و در هر ساعت چهار دلار به اقتصاد مملکت کمک کند می شود سیصد و بیست میلیون دلار.

هر روزی که جمهوری اسلامی جشنی برپا می کند و یا مراسم سوگواری ای بر پا می کند فقط سیصد و بیست میلیون دلار از بابت تعطیلی کشور به اقتصاد ما ضرر می رسد حال هزینه ی برگزاری آن جشن ها یا سوگواری ها را نیز به این مبلغ اضافه کنید تا پی به عمق فاجعه ببرید.

حال خودتان قضاوت کنید که جشن های دوهزار و پانصد ساله ی محمد رضا شاه پرخرج تر بود یا جشن های هزار و چهارصد ساله ی ملایان؟


دیروز در مجلسی بودم که همه جور آدم توش پیدا میشد از بازاری و پولدار بگیر تا کارگر ساده ی شهرداری تا آدم متاهل بیکار با چند سر عائله تا آدم بدهکار و ورشکسته.

بحث بر سر گرانی و مشکلات روزمره ی زندگی بود، فحش خواهر و مادر بود که مثل نقل و نبات نثار احمدی نژاد و خامنه ای میشد، دیگه حتی مومن ترین! فرد مجلس که انبوهی ریش نیز بر صورت داشت، احمدی نژاد و آخوند ها رو احمق خطاب میکرد.

ناامیدی رو میشد به وضوح در چهره ی همه ی افراد حاضر در مجلس دید، هیچ کدام ذره ای به آینده امید نداشتند و این حکومت رو اصلا اصلاح ناپذیر می دونستند، نکته ی جالب این که تقریبا همه متفق القول بودند که تنها راه چاره، حمله ی نظامی آمریکا به ایرانه.

یکی میگفت اگه حمله بشه چی میشه، تمام اون بدهکاری های من به دولت فراموش میشه، دیگه کی توی جنگ میاد و سفته های من رو به اجرا میذاره!

اون یکی میگفت اتفاقا توی خر تو خری ِ حمله ی آمریکا به ایران، خوب میشه پولدار شد، من از همین حالا چند جا رو نشون کردم که توی خر تو خری برم سر وقتشون، یکیش همین بانک … سر کوچه مونه.

دیگری میگفت آخ که اگه حمله بشه، من خواهر و مادر این ممد سیاه خایه مال رو ..ام، زندگی من رو این مادر … خراب کرد، بسیج رو، رو سرش خراب می کنم.

یکی دیگه می گفت اتفاقا باید در زمان حمله ی آمریکا، با نیروهای آمریکایی همکاری کنیم تا زودتر این آخوندها رو شکست بدن، مثلا ما می تونیم بریزیم و فرمانداری و استانداری و صدا و سیما و مراکز حساس رو بگیریم، حسابش رو بکن من اگه صدا و سیما رو گرفتم اولین کاری که می کنم یه کلیپ از داریوش پخش می کنم :D

یکی از معدود مخالفین حمله ی نظامی گفت بابا شما چه طور دلتون میاد یکی به کشورتون حمله کنه، این جا وطن ماست من که با آمریکایی ها میجنگم.

دیگری جواب داد ای بابا کدوم وطن؟ چه کشکی؟ چه آشی؟ این کشور نفت داره، گاز داره، معادن داره، خاکش طلاست، نفت شده بشکه ای صد و بیست دلار اما انگار نه انگار، کار دنیا بر عکس شده، همه جا با افزایش درآمد قدرت خرید بالا میره اما این جا نه، هر چی قیمت نفت بالاتر میره ما قدرت خریدمون پایین تر میاد، من اصلا وقتی میشنوم که قیمت نفت بازم افزایش پیدا کرده، بغضم میگیره، اعصابم خورد میشه چون می فهمم که باز گرونی بیشتر میشه ای کاش نفت بشه بشکه ای یک دلار، اصلا دیگی که برای من نجوشه بذار کله ی سگ توش بجوشه.

خلاصه این که هر کسی تحقق رویاهایش رو در حمله ی نظامی آمریکا به ایران می دید و برای حمله ی آمریکا به ایران همگی لحظه شماری می کردند.

به نظر میرسه که کاسه ی صبر همه لبریز شده و طاقت همه سر اومده به قول معروف کارد به استخون همه رسیده، فشار به نهایت خودش رسیده به نحوی که مردم دیگه میگن بذار آمریکا حمله کنه، از این که دیگه بدتر نمیشه، یکی توی همون مجلس میگفت این آخوندهای روباه صفت :D سی ساله که دارن ایران رو غارت می کنن بذار آمریکایی ها ده سال غارت کنن لااقل جیب این آمریکایی ها ته داره که، بعد از ده سال لااقل کشورمون رو میدن دست خودمون اما اگه دست این آخوندها باشه تا قیامت هم چیزی به ما نمیرسه، اصلا حالا که ثروت های این مملکت رو دارن میدن به عرب ها بذار اصلا نه به ما برسه نه به عرب ها، نوش جون آمریکایی ها.

واقعا تصورش رو بکنید که چه فشاری باید روی انسان باشد که انسان آرزو بکند یک نیروی بیگانه و خارجی به کشورش حمله کند، زمانی تعداد موافقین حمله ی نظامی آمریکا به ایران برای نجات کشور بسیار کم بود اما در این شرایط روز به روز بر تعداد موافقین افزوده میشه.

وقتی مردم خودشون قدرت بلند شدن ندارن و این حکومت اون اندک صداهای مخالف رو هم به شدت سرکوب می کنه نتیجه اش این میشه که مردم ایران به آمریکا برای تهاجم نظامی به کشور، چراغ سبز نشون میدن.