آیا جمهوری اسلامی از ارزش هایش فاصله گرفته است؟

چهارده قرن از پیدایش دین اسلام می گذرد و هنوز که هنوز است مسلمین در پاسخ به خشونت های ملل مسلمان می گویند که این اسلام واقعی نیست و …..

هدف پرداختن به موضوع بالا نیست اما خواستم با پیش کشیدن آن زمینه را برای پرداختن به موضوع پایین مهیا کنم.
سی سال است که از عمر حکومت «جمهوری اسلامی» می گذرد. این حکومت در طی این سه دهه نشان داده که حکومتی سرکوبگر و دیکتاتور است و مخالفین خود را گرچه روزگاری از موافقینش بوده باشند به بدترین شکل ممکن سرکوب و شکنجه می کند.
تراژدی غم انگیز ماجرا آنجاست که موافقین دیروز این حکومت که اکنون به خاطر مسائلی از دایره ی قدرت کنار گذاشته شده اند و خود در دام این رژیم پلید گرفتار آمده اند، نمی خواهند بپذیرند که ماهیت این حکومت از ابتدا همین بوده است و هرگز تغییری نکرده است و آن ها تمام سال های گذشته را به سبب این که در دایره ی قدرت بوده اند تفاوت ها و ظلم ها را احساس نکرده اند و حال که خود به میان مردم آمده اند و از زاویه ای دیگر به حکومت می نگرند تصور می کنند که این حکومت از ارزش های ابتدایی و راستین خود فاصله گرفته است.

باید گفت که خیر، این حکومت نه تنها هیچ تغییری نکرده است بلکه روز به روز دارد به ارزش های راستینش نزدیک تر هم می شود. پس بیخود و بی جهت اینقدر فریاد و وامصیبتا سر ندهید که این چاه رو خود شما حفر کرده اید و هم اکنون خودتان در آن سقوط کرده اید.

بپذیرید که ارزش های واقعی جمهوری اسلامی همینی است که مشاهده می کنید و سعی نکنید با داد و فریاد، اشتباه خودتان را از ناحیه ی همکاری با این رژیم بر گردن دیگران بیندازید.

چطور در آن سال ها که مردم بی دفاع و بی گناه ایران را همین حکومت فاشیستی اسلامی، می کشت صدایتان در نمی آمد و دم از ارزش ها نمی زدید اما حال که نوبت به خودتان رسیده یکدفعه یادتان آمده که برای این گونه برخوردها نبوده که انقلاب کردید.

در فردای سرنگونی جمهوری اسلامی، اگر شما به عنوان مسئول رسیدگی به جنایات سران آن انتخاب شوید، چه حکمی برای آن ها صادر می کنید؟

فرض کنید همین فردا جمهوری اسلامی ساقط شد و باز هم فرض کنید که از بین هفتاد میلیون ایرانی داخل کشور و چندین میلیون ایرانی خارج از کشور، شما به عنوان مسئول رسیدگی به جنایات مسئولین رژیم انتخاب شوید، چه حکمی برای آنان صادر خواهید کرد؟ اعدام؟ زندان؟ سنگسار؟ قطع دست و پا؟ پرتاب از بلندی؟ درآوردن چشم؟ تیرباران؟ تبعید یا …….

اگر من انتخاب شوم:

سید علی خامنه ای

توقیف اموال- تبعید به شهرستان مرودشت- از آن جا که نامبرده برای سیر کردن شکم خود و خانواده اش به شغلی نیازمند است وی را با حقوق ثابت ماهی دویست هزار تومان به عنوان نظافت چی توالت های مجموعه تاریخی تخت جمشید استخدام می کنم.

محمود احمدی نژاد
نامبرده حق زندگی در بین انسان ها را نداشته و به همین جهت به باغ وحش تهران منتقل می شود تا باقی عمر خویش را در جوار هم نوعانش(میمون ها) سپری کند. بازدید عموم از قفس نامبرده رایگان می باشد اما کسی حق دادن تنقلات به این جانور را ندارد.

فاطمه رجبی
نامبرده محکوم می گردد تا در برنامه ای یک ساعته که هر شب از کانال یک سیما پخش می شود حضور یابد. در این برنامه استاد رقص ایران، محمد خردادیان اقدام به آموزش انواع رقص ها می نماید. نامبرده محکوم می گردد تا با شرت و کرست به عنوان یکی از رقاصه ها در این برنامه به ایفای نقش بپردازد.

همچنین نامبرده محکوم می گردد تا به عنوان مجری در یک ویژه برنامه که مختص زوج های مسن می باشد حضور یافته و آخرین روش های تحریک جنسیتی را به زوج های مسن آموزش دهد.

غلامحسین الهام
توقیف اموال و تبعید به کویر لوت- مدت زمان محکومیت این شخص بستگی به فعالیت وی دارد. وی محکوم می گردد که کویر لوت را به منطقه ای جنگلی تبدیل کند بدیهی است که هر زمان که این امر محقق شد محکومیت وی خاتمه یافته تلقی می شود.

احمد جنتی
دانشمندان همواره در تلاش هستند تا دارویی برای درمان بیماری ایدز بیابند. ملت ایران با کمال سخاوت نامبرده را به دانشمندان و محققین هدیه می دهد تا آن ها با آزمایش بر روی این موجود که از لحاظ ساختاری شباهت بسیاری به انسان ها دارد زودتر به نتیجه برسند.

حداد عادل
با توجه به محدودیت های صاحبان سیرک ها برای استفاده از حیوانات در برنامه هایشان نامبرده به سیرک خلیل عقاب هدیه داده می شود تا از وی به جای حیواناتی نظیر میمون استفاده شود. این قول را به صاحبان سیرک خلیل عقاب می دهیم که وی حیوانی دست آموز است و با اندکی آموزش می تواند همزمان که بر روی توپ راه می رود از وسط حلقه های آتش نیز بپرد.

پی نوشت: خائنین به وطن بیش از این ها هستند و سعی می کنم نام چند تن دیگر را نیز در این مطلب اضافه کنم. در ضمن این موضوع می تواند یک بازی وبلاگی نیز باشد، دوستان بسیار هستند بنابراین از تمامی دوستان خواهش می کنم اگر میل داشتند مطلبی در این باره بنویسند.

آقای موسوی، آقای کروبی؛ این رژیم به شما مجوز برپایی تجمع نخواهد داد

قریب به دو هفته است که از اعلام نتایج انتخابات گذشته و همه ی ما کم و بیش در جریان امور هستیم. متاسفانه در طی این مدت، رژیم خونخوار جمهوری اسلامی به سرگردگی دیکتاتور خامنه ای، خون بسیاری از جوانان این مرز و بوم را بر زمین ریخت، گل های نوشکفته ی بسیاری را پرپر کرد و بسیاری از آزادی خواهان را به بند کشید.

مردم هم انصافن در طی این مدت اتحاد مثال زدنی ای با هم داشتند فارغ از هر نوع تفکر سیاسی ای اما این روند اتحاد کم کم دارد سرد می شود و ما نبایستی بگذاریم که چنین شود. یکی از کارهایی که بایستی به صورت مداوم انجام شود راهپیمایی و تظاهرات اعتراض آمیز اما مسالمت آمیز است.

 

بر طبق همین قانون اساسی ای که هم اکنون در جمهوری اسلامی وجود دارد بر طبق اصل بیست و هفت برگزاری هرگونه تجمعی به شرط مسالمت آمیز بودن نیازی به اخذ مجوز ندارد اما برخی از مسئولین جنبش مدام در حال تکاپو هستند تا برای برگزاری تجمعاتی جدید از وزارت کشور مجوز بگیرند.

آخه پدر من، شما که مویتان در این رژیم سفید کرده ایدو خود از مسئولین این نظام بوده اید چطور انتظار دارید که این رژیم به شما مجوز برگزاری راهپیمایی بدهد؟ این رژیم مثل آب خوردن آدم میکشد آن وقت انتظار دارید به ضرر خودشان مجوز صادر کنند؟

این رژیم مثل آب خوردن در انتخابات تقلب می کند و بیش از هفده هیجده میلیون رای به حساب احمدی نژاد کوتوله می ریزد آن وقت می خواهید به شما مجوز تجمع بدهند تا بر علیه تقلب شان اعتراض کنید؟

 اگر هدف تان رعایت قانون است خوب همین قانون به شما می گوید برپایی تجمعات اعتراضی مسالمت آمیز احتیاجی به اخذ مجوز ندارد. پس بیخود خود را خسته نکنید و با این گونه اقدامات انرژی مردم رو به هدر ندهید.

پیشنهاد راه اندازی یک کانال ماهواره ای برای اصلاح طلبان

این روزها مردم برای دریافت اخبار درست و حقیقی کمی سردرگم هستند. اکثر روزنامه ها بسته شده اند، بیشتر سایت های اصلاح طلبان فیلتر، توقیف و یا هک شده اند. صدا و سیمای رژیم هم که کاملا وضعیتش مشخص است و نیازی به بازگویی ندارد.

در این روزها اکثر مردم ایران برای آگاهی از اخبار و حوادث جاری کشور به کانال های ماهواره ای رجوع می کنند. به جرات می توان گفت در حال حاضر بیش از هشتاد درصد جمعیت شهری به ماهواره دسترسی دارند.

من در این جا پیشنهادی برای اصلاح طلبان دارم. حال که صدا و سیما به صورتی کاملا جانب دارانه اداره می شود چرا اصلاح طلبان یک شبکه ی تلویزیونی بر روی ماهواره ی هات بیرد که پربیننده ترین ماهواره در ایران است ایجاد نمی کنند.

هستند ایرانیانی که هزینه ی راه اندازی این شبکه را تقبل کنند، این کانال تلویزیونی احتیاج چندانی هم به امکانات حرفه ای ندارد فقط یک استودیو با یک یا چند دوربین و دو سه مجری.

راه اندازی این شبکه حُسن های فراوانی دارد از جمله این که مردم برای گرفتن خبر درست می دانند که به کجا مراجعه کنند، دوم این که خبر تجمع ها به سرعت پخش می شود، سوم این که صحبت های آقای موسوی را می توان از این شبکه پخش کرد، چهارم این که در این شبکه می توان به دروغ پراکنی های رژیم پاسخ داد و کلی حُسن های دیگر.

امیدوارم ستاد آقای موسوی این پیشنهاد را جدی بگیرد.

شدت گرفتن اعدام ها در بندرعباس

صبح امروز در زندان «شهرک» بندرعباس دو نفر به دار آویخته شدند. جرم این دو تن حمل مواد مخدر اعلام شده است.

برخی خبرها حاکی از آن است که سی حکم اعدام از سوی دیوان عالی کشور تایید شده و قرار است روزانه دو نفر در زندان شهرک بندرعباس اعدام شوند.

هر هنرمندی که در این اوضاع، جانب حکومت را بگیرد خائن به وطن و مردم است

لحظاتی پیش شبکه ی خبر اعلام کرد که ششصد تن از هنرمندان از ریاست جمهوری احمدی نژاد حمایت کرده و 22 خرداد را حماسه ای بزرگ نامیده اند. نام چند تن از این هنرمندان اعلام شد از جمله داوود رشیدی، زیبا بروفه، جهانگیر الماسی ، اکبر عبدی و ….

نمی شود به این خبر اعتماد کرد اما آن چه مسلم است این است که هر کسی که در اوضاع فعلی جانب حکومت ننگین جمهوری اسلامی را بگیرد خائن به وطن و مردم است و مردم بایستی آن ها و محصولاتشان را شدیدا بایکوت کنند.

آقای نیک آهنگ، هنوز هم برای خامنه ای احترام قائلی؟

تقریبا همه ی کسانی که با دنیای اینترنت سر و کار دارند نیک آهنگ کوثر و کارهایش را می شناسند. همیشه از نیک آهنگ پرسیده میشد که چرا کاریکاتور خامنه ای را نمی کشد و وی در جواب می گفت که احترام خاصی را برای مراجع قائل است.

با توجه به مسائل پیش آمده و آشکار شدن نقش خامنه ای در سرکوب و کشتار مردم بی دفاع کشورمان آیا وقت آن نرسیده که ایشان و سایر هنرمندان نوک حمله را به سوی  این رهبر دیو سیرت تغییر دهند.

خوشا به حالت ای تهرانی!

خودم اینجام اما دلم اون جاست، پیش شماها

بازگشت به عصر حجر

دو روز است که ای دی اس ال در بندرعباس قطع است. با زحمت فراوان توانستم با دایال آپ کانکت بشم. به این ترتیب دولت قصد دارد تا همه ی راه های گردش اطلاعات را ببندد.

منتظرم ببینم این دایال آپ را کی میخوان ببندند. لابد من بعد باید برای با خبر شدن از اوضاع مملکت به همان شیوه های قدیم متوسل بشیم.

دامنه ی اتحاد سبز به تیم ملی نیز رسید، درود بر شرف بازیکنان تیم ملی ایران

هم اکنون بازی ایران و کره جنوبی در حال برگزاری است. نکته ی جالب توجه استفاده ی اکثر بازیکنان تیم ملی از مچ بند سبز رنگ می باشد. بازوبند کاپیتانی تیم ملی نیز که بر بازوی مهدی مهدوی کیا بسته شده سبز رنگ می باشد.

بندرعباس هم اولین شهیدش را در راه آزادی داد

دیگه حالی برام نمونده. از شدت ناراحتی دارم میترکم. یه خبر دارم که امیدوارم صحت نداشته باشه اما مگه آدم میتونه به حرف همسرش هم اعتماد نداشته باشه. همسرم دیروز شاهد کشته شدن یک تن در تظاهرات بوده که برخی دوستان نیز این موضوع رو تایید می کنند.

دارم تحقیق می کنم تا مشخحصات فرد کشته شده رو بدست بیارم. انگار این رژیم غاصب و جنایتکار قصد کشتار مردم رو داره و به هیچ وجهی نمی خواد کوتاه بیاد. باشه آقای خامنه ای نوبت ما هم میرسه اما بترس از اون روز، چنان تخم کینه در دل های تک تک ما کاشته ای که فکر نکنم هیچ کدام از بسیحی ها بتونن زنده باقی بمونن.

فعلا داریم مدارا می کنیم اما اگه خشونت به همین ترتیب پیش بره ما هم روش های دست و پا شکستن و چاقو زدن رو خیلی بهتر از بسیجی ها بلدیم.

امشب هم مثل دیشب تجمع برقراره، جزییات رو بعدا منتشر می کنم.

رای ما رو دزدیده/ با رای ما پـُز میده

الان ساعت 12:30 بامداد روز سه شنبه است. عصر پر حادثه و پر زد و خوردی رو در بندرعباس شاهد بودیم.

متاسفانه دوربین عکاسی من به دست مامورین افتاد یعنی ناچار بودن بین فرار کردن و دوربین یکی رو انتخاب کنم اما خوب با موبایل هم چند تایی فیلم و عکس گرفتم که فیلم پایین رو می تونید ببینید گرچه کیفیتش نامناسبه اما کمی از وخامت اوضاع رو نشون میده.

در حال حاضر جو شهر به شدت امنیتی است. طبق اطلاعات موثقی که در دست دارم به نیروهای بسیجی دستور داده شده با شدت هر چه تمام تر مردم رو سرکوب کنند.

عصر امروز جمعیتی چندین هزار نفری در میدان رسالت، خیابان دانشگاه، خیابان داماهی و اطراف آن اجتماع کردند.

شعار مردم معترض شامل شعارهای مرگ بر دیکتاتور، موسوی موسوی رای منو پس بگیر، مرگ بر احمدی نژاد بود. اما یک شعار جالب هم توسط دخترانی داده میشد که اغلب بر روی پشت بام ها ایستاده بودند«رای ما رو دزدیده- با رای ما پز میده»

نقش بسیج در سرکوب مردم بسیار پررنگ تر از نقش نیروی انتظامی بود. آن ها با رفتاری وحشیانه حتی به درون ساختمان ها نیز حمله می کردند. در همین فیلمی که مشاهده می کنید چندین تن را از درون خانه هایشان دستگیر کرده و به بیرون منتقل کردند.

بسیجیان با شعار مرگ بر منافق و در حالی که باتوم های خود را به سپرهایشان می کوبیدند با سمت مردم حمله می کردند و هر کس در مسیرشان قرار می گرفت را به وحشیانه ترین شکل ممکن مورد ضرب و شتم قرار می دادند.

نکته ای که برای من تازگی داشت این بود که برخی از بسیجی ها به تجمع کنندگان فحش ناموسی می دادند.

در سرکوب امروز مردم حتی از پرسنل نیروی هوایی سپاه نیز استفاده شده بود. از تعداد دستگیر شدگان امار دقیقی در دست نیست اما آنچه که فقط من شاهدش بودم حکایت از دستگیری بیش از صد تن بود که صد البته آمار بایستی بیش از این ها باشد.

اگر اطلاعات جدیدی به دستم رسید حتما همین جا اضافه می کنم.

لینک فیلم در یوتیوب

درخواست کمک از همشهریان بندرعباسی جهت ترتیب دادن یک تجمع اعتراض آمیز

ما مردم بندرعباس هم باید مثل مردم سایر شهرها اعتراض مون رو نسبت به این کودتای خامنه ای و احمدی نژاد اعلام کنیم.

کسانی که مایل هستند به صورتی کاملا بی خطر در این اعتراض شرکت کنند با من تماس بگیرند. شما می توانید به صورت گروه های دو یا سه نفری کارتون رو شروع کنید.

لطفا در این شرایط حساس هموطنان تان را تنها نگذارید.

گرچه من از دسته ی تحریمی ها بودم اما هدفم با مشارکتی ها یکی است لذا با تمام وجود از آرای آن ها دفاع می کنم.

gameeron@gmail.com

وضعیت اینترنت در این جا بسیار بد است و من به سختی می توانم یک صفحه را باز کنم. بدترین چیز بی خبری است. خواهش می کنم از کمک های خودتون دریغ نفرمایید.

پی نوشت: هم اکنون ساعت 19 به وقت تهران می باشد، جمعیت زیادی در میدان رسالت بندرعباس جمع شده اند، از کلیه ی همشهریان خواهشمندیم در این تجمع شرکت کنند.

پی نوشت دوم: جمعیت بسیار زیادی در دو راهی داماهی جمع شده اند. زد و خورد شدیدی میان مردم و مامورین در حال وقوع است. متاسفانه عده ی بسیار زیادی را دستگیر کردند.

فیلم و عکس های بسیاری در دست دارم اما فعلا وقت نیست. دارم بر می گردم.

منتظر حضور شما هستیم.

بازم بالاترین در لحظات حساس وحیاتی از دسترس خارج شد!

دارم از عصبانیت می ترکم، در این چند ساله بدجور به اینترنت اعتیاد پیدا کردم حتی در روزهایی که مجبور شدم تمام وسایلم رو بفروشم اما نتونستم خودم رو راضی کنم لپ تاپم رو بفروشم.

وضعیت اینترنت در این چند روز بسیار افتضاحه. الان بیش از پانزده دقیقه است که صبر کردم تا صفحه ی پیش خوان وبلاگم لود بشه، همه هم می دونیم که این اختلالات زیر سر کیه، زیر سر اون خامنه ای بی پدر و مادر و اون احمدی نژاد کثافت است(ببخشید رعایت ادب هم حدی داره)

اما در این گیر و دار دلمون خوش بود که در سایتی عضو هستیم که وزنه ی سنگینی در عرصه ی اطلاع رسانی به حساب میاد اما برای من قابل درک نیست که چرا درست در لحظه ی حساس و حیاتی که این سایت به پایگاهی مرکزی برای تبادل اطلاعات تبدیل شده بود به ناگاه از دسترس کاربران خارج شد!

نمی خواهم از تئوری توطئه حرف بزنم اما چرا درست در اون لحظات حساس؟ تو رو خدا باز یکی نیاد حرف از سرور سایت بزنه که این دلیل دیگه واقعا مضحک به نظر میرسه. تا به حال صد ها بار که سایت بالاترین از دسترس خارج شده این دلیل رو ذکر کردند مگه یه آدم چند بار از یه سوراخ گزیده میشه؟

فقط 10 رای باطل در صندوق شماره 110 بندرعباس وجود داشته است

تقلب در سطح بسیار گسترده ای در انتخابات دیروز رخ داد. نکته ی عجیب ماجرا این است که بر طبق اعلام وزارت کشور هیچ رای باطلی در هیچ صندوقی وجود نداشته است حال آن که با اطلاعات موثقی که من دارم فقط در صندوق شماره 110 در بندرعباس به آدرس «شیر اول» تعداد 10 رای باطل وجود داشته است.

نامه نوشتن به خامنه ای حکایت شکایت خر را به پیش کره خر بردن است

تقلب در انتخابات کاملا قابل پیش بینی بود اما نکته ی خنده دار ماجرا اینه که اصلاح طلبان عوض تکیه بر قدرت مردم و فرا خواندن آن ها به خیابان ها برای اعتراض به تقلب صورت گرفته، به خامنه ای نامه می نویسند.
واقعا مضحک نیست؟ این تقلب گسترده به دستور شخص خامنه ای صورت گرفته اون وقت این حضرات دارند به کسی نامه می نویسند که خودش باعث و بانی تمامی مشکلات ملت ایران است.
در حال حاضر خبری هم از جناب میرفسیل نیست البته ایشان هم در نهایت کاری جز نامه نوشتن به خامنه ای و شکایت بردن به خدا نمی تواند بکند.
ای کاش این آقایان ذره ای شرف داشتند و مردانه(منظور صفت است) به مردم می گفتند که علت انتخاب مجدد احمدی نژاد، دخالت مستقیم خامنه ای بوده است اما من که چشمم آب نمی خورد زیرا همه ی این ها در نهایت یک هدف مشترک دارند و آن هم حفظ میراث کثیف خمینی است یعنی حفظ نظام اسلامی.

شایگان اسفندیاری یکی از عوامل کمیته ی ایکس وابسته به هاشم آغاجری و سعید حجاریان!

طنز و طنز نویسی دارای شاخه های گوناگونی است. بنده هر از گاهی در وبلاگم مطالبی تحت عنوان طنز می نویسم. بدیهی است که هیچ ادعایی در این زمینه ندارم چون اساسا نه تحصیلاتم مرتبط با ادبیات بوده است و نه در هیچ مجله یا روزنامه ای  کار کرده ام.

سبک من در طنز نویسی سبکی است که کمتر شناخته شده است. در این سبک من سعی دارم با لحنی جدی به بیان مشکلات بپردازم. من مطالب طنزم رو در سه دسته «سرگرمی» «طنز سیاسی» و «طنز اجتماعی» منتشر می کنم.

متاسفانه جامعه ی ما در طی سی سال اخیر به سبب وجود شرایطی چون جنگ و حاکمیت ملایان و مشکلات شدید اقتصادی به جامعه ای افسرده تبدیل شده است. در چنین شرایطی طبیعی است که عده ی زیادی از مردم نیز با مقوله ی طنز بیگانه باشند.

اما آنچه باعث شد در این باره بنویسم تحلیلی بود که در یکی از وبلاگ های هوادار احمدی نژاد «البته اسم وبلاگ هست فقط میرحسین!» درباره ی خودم خواندم. بسیار شگفت زده شدم وقتی خواندم که جزو کمیته ی ایکسی هستم که به زعم نویسنده زیر نظر مفسدانی چون آغاجری و حجاریان اداره می شود.

بنده تاکنون حتی یک بار هم افراد فوق رو از نزدیک ندیده ام که بخواهم جزو کمیته ی آن ها باشم البته اگر چنین کمیته ای وجود خارجی داشته باشد که به نظر می رسد وجود چنین کمیته ای زائیده ی ذهن نویسنده است. در ضمن اطلاق صفت مفسد به این دو شخص خودش توهین به قشر بزرگی از مردم ایران است.

اما موضوع از این قرار است که بنده چندی پیش مطلبی طنز تحت عنوان «مشاجره ی همسر احمدی نژاد با زهرا رهنورد در فروشگاه شهروند» را نوشتم. همچون بسیاری از دیگر نوشته هایم که همگی در این سبک نوشته شده عده ی بسیاری به اشتباه افتادند و تصور کردند که مطلب واقعی است.

برای خواندن تحلیل نویسنده به این آدرس مراجعه کنید. عکسی نیز از این مطلب در اینجا قرار دادم تا اگر نویسنده آن را پاک کرد سندی موجود باشد.

به هر روی هدف من از این نوع فعالیت به هیچ وجه سرکار گذاشتن خوانندگان نیست بلکه سبک کار من چنین است و در نبود گردش آزاد اطلاعات در کشور تصور می کنم این گونه نوشتن به اطلاع رسانی بیشتر کمک می کند.

اما بد نیست با استناد به مطالب این وبلاگ اسامی رهبران این کمیته را افشا کنم.

هاشم آغاجری- بهزاد نبوی- خسروتهرانی- مصطفی تاجزاده- سعیدحجاریان- علی ربیعی-محسن آرمین- محمد نعیمی پور- محسن امین زاده-محمد عطریانفر و مهدی هاشمی.

در ضمن هدف این کمیته نیز به زعم نویسنده براندازی دولت مهرورز و خدمتگزار می باشد.

به دستور وزارت بهداشت و درمان، کلیه ی کاندوم های سبز رنگ از سطح داروخانه ها جمع آوری شد

وزارت بهداشت و درمان در اقدامی خودسرانه دستور جمع آوری کلیه ی کاندوم های سبز رنگ را در شب انتخابات صادر کرد.

به گزارش قلم نیوز از صبح امروز تعداد افراد لباس شخصی با مراجعه به داروخانه ها و فروشگاه های لوازم بهداشتی اقدام به جمع آوری تمامی کاندوم های سبز رنگ نمودند، طبق آخرین خبرها این اقدام خودسرانه کماکان در حال انجام است.

از آن جا که امشب، شب جمعه است و بر طبق رسومات قدیم، زوج های ایرانی در شب جمعه کارهایی برای انجام دادن دارند به صورت طبیعی مصرف کاندوم در این شب سیر صعودی دارد.

ورود صد ها هزار روسپی به کشور برای تاثیر گذاری بر فضای انتخابات به سود احمدی نژاد

قلم نیوز: کسانی که شب گذشته در جاده ی ایرانشهر- بم تردد می کردند با صحنه ی بسیار عجیبی روبرو شدند. خبرنگار قلم نیوز که برای انجام کاری به  ایرانشهر رفته بود به صورت اتفاقی شاهد این ماجرا بوده است.بد نیست ماجرا را از زبان ایشان بخوانیم.

برای انجام برخی کارها در ستاد مهندس موسوی به  ایرانشهر رفته بودم. حوالی ساعت دوازده شب بود که کارم خاتمه یافت و به اتفاق یکی دیگر از همکارانم که مرا در این سفر همراهی می کرد، ایرانشهر را به سمت تهران ترک کردیم.

حوالی ساعت سه بامداد بود که با صحنه ی بسیار عجیبی روبرو شدیم. صدها دستگاه اتوبوس به صورتی کاملا منظم و با فاصله ای بسیار اندک از یکدیگر در حال حرکت بودند.

در وهله ی اول تصور کردم حتما باید کاروان زیارتی باشند اما وقتی تعداد اتوبوس ها را مشاهده کردم متوجه شدم که حدسم اشتباه بوده است.
دوستی که همراهم بود گفت حتما توی این اتوبوس ها، بسیجیانی هستند که برای تقلب در انتخابات دارند به سمت تهران می روند.

نکته ی عجیب ماجرا این بود که تمام شیشه ها با پرده پوشانده شده بودند و به هیچ وجه نمیشد درون آن ها را مشاهده کرد.
رو به دوستم گفت اما یک جای کار می لنگد، سیستان و بلوچستان این تعداد بسیجی ندارد وانگهی با تحولاتی که اخیرا در این منطقه رخ داده بعید می دانم کسی باشد که حاضر شود از احمدی نژاد حمایت کند.

آرام آرام پشت سر اتوبوس ها حرکت کردیم. در میانه ی راه، کاروان راه خود را به سمت شهر کرمان تغییر داد. گرچه در تهران کارهای فراوانی داشتم اما حس کنجکاوی بدجوری داشت آزارم میداد و به همین علت ما هم به دنبال آن ها به سمت شهر کرمان ادامه ی مسیر دادیم.

تقریبا ساعت شش صبح بود که اتوبوس ها وارد محوطه ی بسیار بزرگی شدند، آن طور که از شواهد امر پیدا بود صد ها دستگاه اتوبوس دیگر نیز از قبل وارد این محوطه شده بودند.

ورودی محوطه به شدت کنترل میشد و به هیچ وجهی نمیشد وارد آن شد. ناگزیر از خودرو پیاده شدم و دوان دوان محوطه را دور زدم و در یک فرصت مناسب خودم رو به درون محوطه رساندم.

آن چه را که می دیدم واقعا برایم باورکردنی نبود، به جرات می توانم بگویم بالای صد هزار دختر خارجی آن هم با پوشش هایی کاملا زننده در محوطه جمع شده بودند. آرام آرام خودم را به نزدیکی آن ها رساندم.

از صحبت های چند تن از رانندگان که در نزدیکی محل اختفای من در حال گفتگو بودند متوجه شدم که تمامی این دختران، روسپی هستند و دولت نهم با هزینه ای بسیار گزاف، همگی را به مدت چهل و هشت ساعت از کشورهای مختلف کرایه کرده تا در روز رای گیری از آن ها سوءاستفاده کند.

تمامی صحبت های رانندگان به اضافه ی محل اجتماع روسپیان توسط خبرنگار قلم نیوز ضبط و فیلم برداری شده است و اسناد آن در دفتر مرکزی این سایت موجود می باشد. قلم نیوز آماده است تا در صورت انکار این موضوع از سوی دولت نهم، فیلم آن را بر روی اینترنت منتشر کند.

از حامیان مهندس موسوی تقاضا داریم حداقل در روز رای گیری به این گونه مسائل توجه نکنند و رای خود را در عوض ساعتی خوش بودن به احمدی نژاد نفروشند. بدیهی است که خوش بودن در یک ساعت به ضرری ناخوش  در طی چهار سال آینده منجر خواهد شد.

همچنان بر سر موضع تحریم هستم!

در این چند وقته بسیار در مورد انتخابات نوشته ام و بسیار هم در مورد انتخابات نوشته اند. پیشتر نظر خودم رو در مورد رای دادن اعلام کرده ام و برای تحریم این انتصابات فرمایشی هم دلایل خودم را دارم.

همان طور که در نوشته ی ثابت سمت راست وبلاگ مشاهده می کنید من به طور قاطع پیش بینی کرده ام که احمدی نژاد به مدد تقلب های فراوان بار دیگر انتخاب! خواهد شد. در آخرین روز مانده به رای گیری، مشارکتی ها  سخت به ما تحریمی ها تاخته اند و موضع و دلایل ما را نادرست و اشتباه می دانند.

بنده شهامتش رو دارم که اگر شخصی غیر از احمدی نژاد انتخاب شد بیایم و به تحلیل غلط خودم اعتراف کنم. صریحا گفته ام که اگر غیر از احمدی نژاد شخص دیگری رییس جمهور شود خود از مشوقان رای دادن در دوره های بعد خواهم بود.کمتر کسی دست به چنین کاری می زند اما من میخواهم برای یک بار هم که شده قدرت تحلیل خودم را با امثال آقایانی مثل مسعود بهنود و ابراهیم نبوی محک بزنم.

بنابراین همچنان بر سر موضع خود! هستم و همچنان که تاکنون رای نداده ام در این انتخابات نیز شرکت نخواهم کرد. اگر شخصی غیر از احمدی نژاد رای بیاورد نشان دهنده ی این است که حاکمیت هر چند پر قدرت باشد اما در برابر خواست و اراده ی مردم نمی تواند ایستادگی کند اما اگر احمدی نژاد رای آورد مردم ایران بدانند که این رژیم دیگر به صورت صلح آمیز قابل تغییر نیست و باید به فکر رفتارهای قهر آمیز بود.


پی نوشت: الان روز بعد از انتخابات است، تاکنون احمدی نژاد بر اساس اعلام وزارت کشور با بیش از شصت و نه درصد آرا پیش است و این طور که پیش می رود باید قبول کرد که وی بار دیگر به عنوان رییس جمهور ایران از صندوق بیرون آورده شد. در طی این مدت ما تحریمی ها بسیار مورد بی احترامی قرار گرفتیم. نمی خوام نام ببرم اما یکی از همین مشارکتی های دو آتشه ما رو به میمون تشبیه کرده بود. حال باید پرسید آقای محترم، احساس نمی کنی الان دو تا شاخ رو سرت سبز شده؟ الان احساس «خر» بودن بهت دست نداده؟

هدفم از جمله ی بالا فقط متوجه اون شخص بخصوص بود و قصد بی احترامی به سایر مشارکتی ها رو ندارم.