با درود بر همه ی دوستان گرامی
سرانجام داستان سفر به آخرت را تمام کردم، این داستان را در نسخه ی پی دی اف دو جا براتون آپلود کردم. به کسانی که قسمت های قبلی این داستان رو خوندن پیشنهاد می کنم از ابتدا کتاب رو بخونند چون در داستان تغییرات زیادی دادم. امیدوارم که از خواندن این کتاب لذت ببرید، در ضمن نظر یادتون نره.
لینک دانلود یک http://gameron.files.wordpress.com/2008/11/safar-be-akherat.pdf
لینک دانلود دو http://www.box.net/shared/3f8mtnkomv
Filed under: ادبی, سرگرمی, طنز اجتماعی, طنز سیاسی, فرهنگی | Tagged: فردوسی, مولانا, آخرت, احمد خمینی, بهشت, جهنم, جامی, حوری, حوری هفتاد متری, حافظ, خلخالی, خمینی, رضاشاه, سعدی, شیرشتر
مرسی ی ی ی
سلام..خیلی داستان قشنگی بود.تا به حال تو عمرم اینقدر از خوندن یه داستان لذت نبرده بودم.واقعا اینارو خودت مینویسی؟من نمیونم چند سالته و چی کاره ای…فقط امیدوارم از اون مخ هایی نباشی که داره تو این مملکت هدر میره….
درود بر شما
مرسی از از لطفت
اون مرسی رو نوشتم و بعد داستان و خوندم
اینا رو من غلتیدم
تجارت شیر شتر، خود پرداز شتر، لپ تاپ و اینترنت و مشتقاتش،خیام+آی جو+ ایران+ شاعر، فروند حوری و …..
تو آخرشی
آی دی خیام و داری؟
بهداد جون کجایی پسرم، ببین باز شایگان کارای بد کرده
نه ه ه ه ه،کامنتم و اصلاح کن
“تجارت حوری”
“خودپرداز شیر شتر”
درود دوست من، از لطفت بی نهایت سپاسگزارم، این قسمت رو فقط و فقط به خاطر تو سریع تر تمومش کردم
مرسی شایگان جونم،خیلی ممنونتم
خواهش می کنم عزیز
عالی بود ما منتظر سومیش هستیم
اصلا من اگه بخوام یه دونه شکلک خودم بذارم چی کار باید کنم؟
من این سبز و دوست ندارم لطفا
هیچ راهی نداره مگه این که بیای توی ورد پرس برای خودت یه وبلاگ درست کنی و بعد یه عکس دلخواه رو اون جا آپلود کنی بعد همیشه به عنوان یه ورد پرسی بیای نظر بدی، بعدا خود ورد پرس تو رو اتوماتیک می شناسه و لوگوی انتخابیت رو این جا میذاره
شما یه کار کن، همین حالا یه وبلاگ توی ورد پرس درست کن و عکس خودت رو هم آپلود کن بعد توی ورد پرس لاگین شو بیا این جا
دیگه از این به بعد هر وقت نظر میدی آدرس ورد پرست میفته و برای این که خوانندگان رو به وبلاگ اصلیت راهنمایی کنی یه پست توی ورد پرس بذار و بنویس کلیک کنید بعد روی اون کلمه ی کلیک کنید آدرس وبلاگ اصلیت رو وارد کن
نوشته خيلي جالبيه با رنگ و بوي امروزي. منتظر قسمت بعدي هستم. كتاب “كمدي خدايان” رو هم اگه نخوندي پيشنهاد ميكنم كه بخوني. يه داستانيه شبيه همين كه نوشتي.
khyli ali va khob neveshti , mamnonam
ممنون
باز هم باید منتظر قسمت سوم بمونیم!؟
قسمت اول به نظرم کمی بهتر بود! تا ببینیم قسمت بعدی چه می کنی!
aaaaaali. kheili idee ye ghashnagi e. Montazere ghesmataye badi hastim aziz
EXAMs Started …. !
Be succeeded My Friend!
chaghdr hey biiam websiteto check konim… zood bezar in ghesmate sevomesho!
بسیار عالی بود شایگان جان لذتی بردیم اون قسمت اول هم جالب بود از اینا میشه یه کارتون توپ در اوورد که نسل جدید رو آگاه کنه . امیدوارم بعد انقلاب
بتونیم .
+در کل این تابو شکنی رو هستم .
+من اگه جای تو بودم تو بهشت میموندم
+به داشتن هم میهنی آزاد فکر مثل تو افتخار میکنم امیدوارم موفق تر باشی شایگان جان .
مرسی دوست من
من هم به وجود نازین هایی مثل شما افتخار می کنم.
قسمت سوم رو هم می نویسم اما فکر کنم یه یک ماهی دیگه طول بکشه شاید هم کمتر
فعلا این روزها حال و حوصله ندارم، روزگار بدجور سرناسازگاری با ما گذاشته
راستی ما منتظر سومی هستیم هیجا نمیریم همینجا هستیم .( استایل استدیومی )
نمیدونم چی بگم !
من دیدم کسائی که به امام بد و بیراه گفتن و الان به خفت و زاری رسیدن
من توی این شهر بزرگ تهران زندگی میکنم . خود من هم با اکثر این آخوندها مشکل دارم ولی ندیدم و نشنیدم کسی باشه که به امام بی احترامی کنه !
آره ! میدونم وضعیت زندگی کردن سخت شده ولی نباید این جوری نوشت . من کسی هستم که تازه از یکی از مراکز مهم سپاه اومدم بیرون فقط و فقط به خاطر اینکه نمیخواستم تو باندشون باشم و یخوام به خاطر اونها ریا کنم ……..
راه تو عوض کن و…. موفق باشی
سلام عرفان جان ( عرفان 18 )
من خیلی وقته دنبال اینطور آدمی هستم که گفتی ( در معرفی خودت )
خیلی می خوام باهات بحث کنم
می شه یه ایمیلی بهم بزنی و یا ایمیلتو اینجا بنویسی
ممنون
ایمیل من : nahan_hafte@yahoo.com
واقعا جالب بود و لي بايد بگم قسمت اول خيلي بهتر بود . اميدوارم قسمت سوم از هر دو بهتر باشه موفق باشي و از اطلاع رسانيت ممنون
azizam fekr konam mellat onghadi comment dadan ke shoma ghesmate 3vom ro ham yavash yavash be fekresh bashi
in kare ghashango nazar mese tarikhe takamole ma iraniha natamom bemone, vaghan khahesh mikonam har jori hast in daastan ro be payan bereson
behtarin dastaane nime tamoom ham nesfe ye daaastane bade tamoom shode nemiarze, vaghan aaaliye karet eedddaame bede khahesh mikonam
درود بر شما
چشم حتما این کار رو می کنم منتها این چند وقت کمی گرفتار بودم اما حتما تا یکی دو هفته دیگه تمومش می کنم
از لطفی که به حقیر داشتین بی نهایت سپاسگزارم.’
آقا جولای هم تموم شد ادامش کو؟ خیلی قشنگ بود/ امروز اتفاقی این مطلبت رو دیدم. واقعا قلم توانا و گیرایی دارید. پیش خودم میگفتم چقدر خوب میشد اسم شما رو به عنوان یه نویسنده خوب می تونستیم ببینیم. فکر کنم استعدادش رو دارید. منتظر ادامش هستم.
عرفان عزیز تو کدوم تهران زندگی میکنی؟ تو این تهران که من زندگی میکنم مردم عادی از بقال و راننده ومعلم و زن و مرد و پیر و جوون از صبح تا شب دارن بهش فحش میدن شاید شما بین ادمهایی از خود رژیم زندگی میکنی یا اینکه مردم ازت میترسن که جلوت حرف نمیزنن… با احترام. ناراحت نشی ها…
با دورذ فراوان، دو بخش بسیار شیرین و جذاب سفر آخرت شما را خواندم، لذت بردم و به تخیلات عالی، طنز زیبا و صحنه آرایی های جذاب شما آفرین ها گفتم. از دوستی که در نظر دهی با ذکر نام کتاب من «کمدی خدایان» در وبلاگ گامرون، سبب گردید که من با این نوشته و سایر آثار شما آشنا شوم نیز سپاسگزارم، زیرا اگر ایشان این کار را نکرده بود، من این شانس را پیدا نمی کردم که این اثر بسیار زیبا را بخوانم. امیدوارم بخش نهایی این طنز نیز به همین شیرینی پایان بگیرد. اگر صلاح دیدید، می شود این داستان را در سایت های مختلف منتشر کرد تا تعداد بیشتری با این اثر خوب آشنا شوند. من از این راه دور دست شما را به گرمی می فشارم و با دست مریزادی، برایتان آرزوی موفقیت می کنم. هوشنگ معین زاده
درود بر شما جناب آقای معین زاده
باور نمیشه که شما افتخار دادین و این مطلب حقیر رو خوندین
باور کنید همین الان از شدت هیجان داره دستام میلرزه.
واقعا مرسی از اظهار لطفی که فرمودین استاد عزیز
به خاطر شما هم که شده قسمت سوم را سعی می کنم بهتر بنویسم.
دوست عزیز نا دیدۀ من
با درودی مجدد و با شادباشی سرشار از مهر به شما نویسندۀ گرامی،
آنچه که من به کوتاهی در بارۀ طنز شما نوشته ام، صمیمانه ، صادقانه و همراه با احساسی بود گه پس از خواند اثر زیبای شما پیدا کرده بودم. من از نوشتۀ شما واقعاٌ لذت بردم و به همین علت هم تا اکنون سه بار آنرا خوانده ام و یقین دارم باز هم خواهم خواند. قصد من این بود که به شما بگویم قصه یا طنز شما نه تنها خوب، بلکه عالی بود. یقین دارم هر کس دیگری که آنرا بخواند نظری مثل من خواهد داشت.
امیدوارم که شما کار خود را در این زمینه دنبال کنید و مطمئن باشید که هم کمکی برای آگاه دادن مردمانی که نیاز به دانستن دارند، خواهید کرد و هم این بخش از ادبیات ایران را پر بارتر خواهید نمود.
من بی صبرانه در انتظار بخش پایانی این طنز شما هستم، و در عین حال مشتاقانه چشم به راه نوشته های دیگرتان خواهم بود تا با ذوق و شوق آنها را بخوانم و لذت ببرم.
با سپاسی همراه دست مریزاد دیگری به قلم شما هم میهن گرامی ام.
هوشنگ معین زاده
درود بر شما استاد عزیز
بسیار سپاسگزارم از این که باز هم افتخار دادید
به زودی زود قسمت سوم رو هم تموم می کنم.
درود بر تو شایگان عزیز و بر همه هم میهنانم
قسمت سوم چی شد؟
درود دوست من
تقریبا آماده است، یه کم دیگه صبر کن، نهایتش یه هفته
[...] آگوست 13, 2008 با شایگان قسمت دوم را در این جا بخوانید [...]