برای سرنگونی رژیم چه بکنیم؟

بحث حمله ی نظامی به ایران روز به روز دارد داغ تر میشود و امکان حمله هر روز محتمل تر.

برخی می گویند که جمهوری اسلامی عمدن طوری رفتار می کند که آمریکا و اسراییل را به حمله ی نظامی به کشور وادار کند چون در زمان جنگ همچون جنگ ایران و عراق می تواند تمامی مخالفین را قلع و قمع کند.

این روزها ادبیات ِ سران جمهوری اسلامی به مقدار زیادی تفاوت کرده است، علی اکبر ولایتی که مشاور ارشد خامنه ایست به غرب چراغ سبز نشان داده است.

همه ی ما آخوندها و مزدوران این رژیم رو به خوبی می شناسیم و می دانیم که آن ها مرد جنگ نیستند و همیشه از دور دستی بر آتش داشته اند.

به نظر من این رژیم به وقتش غنی سازی را هم متوقف خواهد کرد و شرایط غرب را خواهد پذیرفت فقط این وسط ما مردم ایران هستیم که قربانی خواهیم شد.

با اطمینان می شود گفت که پس از تعلیق غنی سازی اورانیوم سه تا چهار سال طول خواهد کشید تا فشارها بر روی جمهوری اسلامی بار دیگر از ناحیه ی دیگری شدت بگیرد.

قطع به یقین سران جمهوری اسلامی می دانند که اگر جنگی در بگیرد مردم همچون گذشته از آن ها پشتیبانی نخواهند کرد و به قول معروف علی خواهد ماند و حوضش.

عده ای می گویند در بحث هسته ای رژیم تا بدان جا پیش رفته است که نمی تواند غنی سازی را تعلیق کند چون سران رژیم بارها و بارها گفته اند که به هیچ وجه غنی سازی را متوقف نخواهند کرد و اگر زیر بار تعلیق بروند از اعتبار شان در نزد مردم کاسته خواهد شد.
باید گفت که این رژیم در حال حاضر هم هیچ گونه اعتبار و مشروعیتی در نزد مردم ندارد و سران رژیم از این موضوع به خوبی آگاهند.

امثال خامنه ای و احمدی نژاد آن قدر وقیح هستند که همین فردا اعلام کنند به خاطر اسلام و امام زمان بود که غنی سازی را تعلیق کردند.

بیایید تصور کنیم رژیم بسته ی پیشنهادی غرب را پذیرفت و غنی سازی را تعلیق کرد خوب پس از آن چه می شود؟

آمریکا گفته است که حتی در صورت تعلیق غنی سازی از سوی رژیم هم فشارها بر جمهوری اسلامی را کاهش نخواهد داد اما حتی اگر این موضوع هم درست باشد به صورت طبیعی چند سالی طول خواهد کشید تا موضوع دیگری همچون نقض حقوق بشر دست آویز ِ فشار بر رژیم قرار بگیرد.

در این میان ما مردم ایران هستیم که بازیچه ی دست رژیم و کشورهای غربی قرار گرفته ایم، هر چه فشار و درد است را ما تحمل می کنیم.

سه سال است که کشور با انواع تحریم ها مواجه است و اثر این تحریم ها را به وضوح داریم می بینیم، گرانی دارد بی داد می کند، فکر می کنید اگر این رژیم فردا غنی سازی را تعلیق کرد آیا می آید به ما پاسخ بدهد که اگر شما می خواستید غنی سازی را تعلیق کنید پس چرا همان اول این کار را نکردید تا کشور دچار خسارت های چند صد میلیارد دلاری نشود؟

این رژیم هرگز برای افکار عمومی احترامی قایل نبوده و افکار دیکتاتوری چون خامنه ای بر افکار کل مردم ایران ارجحیت دارد.

می توان تصور کرد که پس از اتمام موضوع غنی سازی غرب فشار را از ناحیه ی نقض حقوق بشر وارد کند، رژیم چند سالی را مقاومت خواهد کرد و پس از چهار پنج سال موافقت خواهد کرد که افراد زیر هیجده سال را اعدام نکند، خوب بعدش؟

چهار یا پنج سال دیگر هم صرف این می شود که اساسن مجازات اعدام به طور کلی در کشور ممنوع شود، خوب بعدش؟

چهار یا پنج سال دیگر صرف برابری حقوق زنان با مردان می شود، خوب بعدش؟

این رژیم با زیرکی در ازای هر امتیازی که به غرب می دهد چهار یا پنج سال وقت را تلف می کند و این گونه بر مردم ایران حکومت می کند.

مشکل ما آمدن و رفتن اشخاصی چون احمدی نژاد نیست حتی مشکل ما شخص خامنه ای هم نیست زیرا این دو بروند دو نفر دیگر با همین افکار جای وی را می گیرند مشکل ما وجود نظام جمهوری اسلامیست که نشان داده به هیچ روی حاضر به پذیرش نقش مردم در اداره ی کشور نیست و در ازای دادن هر امتیازی چند سال وقت می خواهد.

مردم ایران باید دندان طمع کمک های خارجی را بکنند و هیچ امیدی به خارج از کشور نداشته باشند چه اپوزوسیون و چه نیروهای نظامی بیگانه، ما بایستی خود کار این رژیم را یکسره کنیم.

وقت آن رسیده که با این رژیم به گونه ی دیگری سخن بگوییم و کمی هم شدت عمل به خرج دهیم، وقتی این رژیم زبان خوش نمی داند بایستی با همان زبان خودش با وی سخن گفت، اگر یکی زد باید دو تا پاسخ دهیم،آزادی هزینه دارد و با اعتراض و اعتصاب های ِ نرم محقق نخواهد شد.

در قضیه ی سهمیه بندی کردن بنزین مصطفی پور محمدی وزیر کشور سابق جمهوری اسلامی در پاسخ به خبرنگارانی که نظر وی را در مورد آتش زدن پمپ بنزین ها جویا شده بودند گفته بود ما انتظار کشته شدن بیش از دوهزار نفر را در این قضیه داشتیم و آتش زدن چند پمپ بنزین که چیزی نیست و این برای ما یک موفقیت بزرگ است.

توجه فرمودین، این رژیم برای موضوعی چون جیره بندی کردن بنزین سقف کشتار را دوهزار نفر در نظر می گیرد فکر می کنید اگر پای بقای رژیم در میان باشد سقف کشتار چه تعداد خواهد بود؟

اطمینان داشته باشید این رژیم در صورت احساس هر گونه خطری از کشتن حتی یک میلیون نفر نیز ابایی نخواهد کرد.

محمد رضاشاه هر چه بود چندین حامی داشت که در روزهای سخت پشتیبانش باشند، اما فکر می کنید کدام کشور حاضر است در صورت سقوط رژیم میزبان این آخوندها باشد؟


محمد رضا شاه با خاندانش حداکثر صد نفر بودند در حالی که هر کدام از این آخوندها جمعیت بیت شان بیش از صد نفر است، ملایان به خوبی از میزان منفوریت شان در جهان باخبر هستند و می دانند که در صورت سقوط رژیم کارشان تمام است و اگر هم برخی از آن ها به واسطه ی اعمالشان مجازات نشوند مجبور هستند در فردای ایران برای گذران عمر از بازویشان کار بکشند و برای امرار معاش کار بکنند.

از این رو این رژیم با علم به این موضع هرگز با زبان خوش دست از قدرت بر نخواهد داشت، ملایی که تا دیروز در قبرستان ها برای دوزار پول روضه خوانی می کرد هم اکنون در وان حمام به جای آب با شیر گاو استحمام می کند، چه طور انتظار دارید که چنین موجودهای فرصت طلبی در برابر اعتراضی خشک و خالی میدان قدرت را رها کرده و به مردم واگذار کنند؟

اگر محمد رضاشاه برای حفظ قدرت از کشتار عظیم مردم ایران سرباز زد اما ملایان از انجام این عمل هرگز ابایی نخواهند داشت.

حال پرسشی که مطرح می شود این است که ما چه بکنیم؟
همیشه اعتقاد داشته ام که آهن رو باید با آهن برید و سعی در بریدن آهن با یک تکه چوب هرگز عملی نخواهد شد و کاریست بس عبث.

همان طور که در بالا اشاره کردم بایستی با این رژیم به زبان خودش سخن گفت، این رژیم زبان خوش نمی داند و فقط زبان زور است که می تواند آن ها را وادار به تسلیم کند.

باور کنید اگر فقط در تهران و اصفهان و تبریز و شیراز و مشهد مردم بلند شوند کار این رژیم تمام است، لازم نیست که همه بلند شوند فقط کافیست در هر شهری ده هزار نفر آدم مصمم و نترس برخیزند که ترسی از مامورین رژیم نداشته باشند.

وقتی صحنه ی اعتراض های مردمی را در چند سال اخیر مرور می کنم از خودم می پرسم که چرا در یک تجمع دو هزار نفری مردم با یورش بیست مامور باتوم به دست فرار می کنند، هیچ وقت تعداد مامورین بیش از تظاهر کنندگان نخواهد بود و در بدترین شرایط ممکن به ازای هر صد معترض یک مامور خواهد بود اما ترس ما باعث خواهد شد که مامورین جرات به خرج داده و یک تنه به صف معترضین حمله کنند.

اگر همان باتوم را از دست آن مامور بگیریم و بر سر و دست وی بزنیم مامور بعدی جرات نخواهد کرد که جلو بیاید.

من اطمینان دارم که رژیم پس از این که دانست باتوم و گاز اشک آور و تیر هوایی ره به جایی نخواهد برد اقدام به تیراندازی مستقیم خواهد کرد، هر شخصی وظیفه دارد در برابر کسی که قصد جان وی را دارد عکس العمل مناسب انجام دهد، نبایستی به کسی که قصد جان شما را دارد رحم کنید.

اگر دارای این تفکر هستید که از خشونت بیزار هستید و به دنبال تغییر رژیم از راه مسالمت آمیز می گردید بدانید که هرگز موفق نخواهید شد زیرا اگر دارای چنین تفکری هستید مشخص می شود که این رژیم را تاکنون به خوبی نشناخته اید.

27 نظر

  1. مشکل نه غرب است نه آخوندها و نه خامنه‌ای و احمدی‌نژاد
    مشکل ایران من و تویی هستیم که این گونه می‌اندیشیم
    پس از سرنگونی رژیم پهلوی (که شما سنگ آن را به سینه می‌زنی) چه شد؟
    جایگزین دیگری برای آن پیدا شد در صورت تغییر حاکمیت مجدداً اتفاق مشابهی خواهد افتاد مگر این که من و تو یاد بگیریم به یکدیگر و عقاید همدیگر احترام بگذاریم
    یاد بگیریم که فقط «من» نیستم که همه چیز ر امی‌دانم
    بدانیم که ممکن است «من» هم اشتباه کنم
    زمانی که مردم ما این گونه شدند نیازی به خشونت نیست و الا هر بار تنها باید تاوان تغییر حاکمیت را بپردازیم
    درود بر شما
    من سنگ حکومت پهلوی را به سینه نمی زنم دوست گرامی
    قطعن اگر اشتباهات محمد رضاشاه نبود این حکومت اصلن شکل نمی گرفت در ضمن خودم را بری از اشتباه نمی دانم.

  2. با درود.

    یکی از راهکار های سران جمهوری اسلامی ایران بحران سازی هست.

    مخصوصا این چند سال با کمتر تاملی میشه فهمید که جز بحران سازی کار

    دیگه ای انجام ندادن. و اعتقاد این سران مملکتی با این روسای اقتدارگراش

    اینه که با بحران سازی مملکت داری میکنن. حتی در کنار این مسئله از شعار

    های پوپولیستی هم استفاده می شه ! چون هنوز ناآگاهان جامعه

    و اونهایی که چشماشون رو آگاهانه بسته اند زیاد هست .

    وقتی آقای ولایتی صریحا اعلام می کنه که آیت ا… خامنه ای تصمیم نهایی

    رو می گیره معنایی جز حکومت دیکتاتوری و استبدادی چیزی نمی تونه باشه !

    به نظر من باید با مبارزه ی مسالمت آمیز شروع بشه و در صورت نیاز به

    مبارزه ….. ختم بشه .

    راجع به این مطلب که بدبختی مردم چیزی جز ترس نیست و خلایق هر چه

    لایق شکی نیست.

    ولی اگر همین مردم ، من و شما و دوستان مورد اعتمادمون بتونیم مبارزه مون

    رو سازمان یافته کنیم ، و دست به دست هم بدیم مطمئنا 100 مامور نظامی

    هم نمی تونه کاری از پیش ببره.

    اما یکی از مهمترین ارکان مبارزه منابع مادیه! همون طوری که در طول انقلاب

    57 ندیدیم ولی شنیدیم که بازار(پول) چجوری از آخوند و انقلاب پشتیبانی کرد.

    راستی نظر خودت رو راجع به این چیزایی که نوشتم بگید. ممنون می شم.

    پیروز باشدی.
    درود دوست من، عجیب نظراتت را می پسندم چون در اکثر اوقات هم عقیده هستیم.

  3. درود شایگان جان

    تمام حرفها را زدی. درود بر تو. در تایید حرفهات باید بگم که: رژیمی که با ترور و اعدام برپا شد امکان نداره که با دیپلماسی بره پی کارش. اینها جنگ را بر پا کردند که صدای گلوله های اعدامها در صدای جنگ گم شود. نزدیک به دو میلیون معلول. بیش از چهارصدو پنجاه هزار کشته و پنجاه شهر ویران حاصل جنگ فرسایشی و بی حاصل بود. ولی خمینی گجستک گفت : جنگ برکته…..
    در مورد قطعنامه ها و غیره. راه حل نظامی هیچوقت دموکراسی برای کشوری نمیاره. کسی نمیتونه با اسلحه پیام آور دموکراسی برای کسی باشه. گو اینکه بر ضد دشمن ما یعنی آخوندها آمریکا وارد نبرد بشه ولی بدونید که میاد تا خودش رو بیمه کنه. جمهوری اسلامی رفتنیست به این دلیل که : نه به خاطر اینکه ما در فشار و سختی و شکنجه و استبداد هستیم بلکه به این خاطر که امنیت و صلح نسبی جهانی در خطره. نه به خاطر اینکه ما حقوق بشر نداریم بلکه به این خاطر که دست درازیهای رژیم منفور آخوندیان به خارج از مرزهای بین المللی تمامی ندارد.
    ما هنوز داریم راه را بیراهه میریم و متاسفانه هر بار هم که مبارزاتمان به بن بست سرکوب میرسه میگوییم : خیانت شد…مردم همراه نبودند…اسلحه میخواهیم…پول میخواهیم….
    همه اینها درست اما ما بدون اینها هم میتوانیم….بله ریشه در اسلامه. ریشه در دین و فرقی نمیکنه چه دینی. زرتشتی و و غیر نداره. تا در ایران بود ملا و مفتی/به روز بدتر از این هم بیفتی
    من بسیار دیدم مردمی که نه دین دارن و نه موافق رژیم هستند ولی به محض خروج از ایران و اولین ارتباط با کنسولگری یا سفارت ایران رفتاری دیگر میکنند. هیچکدام از اینها از خود نمی پرسن که : این کنسول یا سفیر همکار رژیم و از اونها به صورت مستقیم حقوق می گیره. طرف که یه کم با زبون چرب با اینها صحبت میکنه خام میشن. و متاسفانه امثال این اشخاص به صورت میلیونی در ایران هم هستند. با عرض معذرت باید مثالی را بزنم به صورت تصور : اگر فردا صبح بگن که هر کس میخواد از در خونه بره بیرون و یا اگه بخواد بره سر کار باید بیاد اینجا تا ما یه چوب بهش فرو کنیم وگرنه نمی تونه بره سر کار، اونوقت میبینی که مردم میرن صف میکشن تا چوب بره به اونجا و بعد برن سر کار. بعضی ها هم جر میزنن سر صف تا چوبه زودتر بره و زودتر بتونن برن کار کنن تا این رژیم بیشتر سر پا بمونه

    اگر فردا صبح بگن که هر کس میخواد از در خونه بره بیرون و یا اگه بخواد بره سر کار باید بیاد اینجا تا ما یه چوب بهش فرو کنیم وگرنه نمی تونه بره سر کار، اونوقت میبینی که مردم میرن صف میکشن تا چوب بره به اونجا و بعد برن سر کار. بعضی ها هم جر میزنن سر صف تا چوبه زودتر بره و زودتر بتونن برن کار کنن تا این رژیم بیشتر سر پا بمونه


    دقیقن همین مماشات مردم با رژیم است که اعصاب من رو به هم میریزه، من نمی دونم دیگه باید چه بلایی به سرمون بیاد که بلند شیم، باور کن همون طور که گفتی اگه قصه ی فرو کردن چوب هم پیش بیاد باز عده ی زیادی قبول می کنند گرچه ممکنه شب ها در زیر پتو غرغری هم بکنند.

  4. اين رژيم واسه موندگاريش داره هي خفقان رو بيشتر ميكنه مثلا زمان خاتمي آزادي ها زياد شدش روزنامه ها افشاگري كردن و دانشجو ها اومدن شعار مرگ بر رژيم دادن …. اينا نميخوان همچين اتفاقي بيوفته ميخوان مردم فكر گروني و ارشاد و هزار تا چيز ديگه باشن تا يه وقت فكر همچين كارايي به فكر مردم خطور نكنه

    اينا مطمعا باش كه نميزارن كار به حتي يه موشك برسه چون با برخورد اولين موشك مردم ميريزن بيرون و تو كل كشور شورش هاي عضيمي براي سر نگوني رژيم راه ميوفته

  5. اين نوشته هاي من چرا همش ميره رو تعليل!
    دوست گرامی برای این که کامنت های بی تربیتی :D نذارن پس از تایید من کامنت ها در وبلاگ قرار می گیره

  6. مورد بعد اینه که هیچکس به فکر خرد نیست. هرکی رو میبینی به اون یکی می پره. مردم مثل سگ پاچه هم دیگر رو میگیرن. در وبلاگ مانی یه حرومزاده میاد به اسم حمید که وب لاگ کثیفش رو هم دارم. این کرم خاکی و سوسک چاه میگه من بدون دین ایران نمخوام. ایران فدای خاک پای زهرا (مج)… ای ک…. تو …. زهرا. ایران فدای زهرا (مج)؟ می بینید؟ به قول آقای فاضلی شمایی که میری برای کتک خوردن بیجا میکنی میری. میری باید کتک بزنی نه اینکه بری و بخوری و افتخار کنی که کتک خوردی. 20 تا مامور ضد شورش پخ میکنن مردم دسته دسته فرار می کنند . این چه معنی میده جز اینکه ما هر کدوم به فکر خودمونیم. اگر دو نفر هم حمله کنند به پلیس یا هر حرومزاده دیگه هیچکس نیست کمکش کنه. ملت بی غیرت مثل ماست نیگا میکنن. هستند غیور و نترس توی جمع ولی طرف حساب میکنه اگه برم جلو هیچکس حمایت نمیکنه. و بعد هم شب میان در خونه میبرنم. یادگارهای 18 تیر هنوز بر بدنم هست. روزهای با شکوهی بود. نبرد دانشجو و ماموران. تمام دوستان زیر 27 سال در تهران فکر نمیکنم به یاد بیارن اون روزها رو و یا اصلن دیده باشند. اما…. کسانی که بودند دیدند نیروی مردم چطور پلهای فولادی رو از توی بتون کنار جوی آب می کند. چطور مردم ماشینهای نیروی افتضاحی رو یکی بعد از دیگری آماج شعله آتش کردند… ما می توانیم… اما نمی خواهیم… جونها همه دیگه بیدار شدند ولی بزرگترها هنوز درگیر مطبخ و حجره و اداره و نماز لعنتی هستند. هر کی باید از خوانواده شروع کنه. پدر و مادر …برادر و خواهر
    اردی خان وقتی مردمی برای تماشای اعدام یا شلاق خوردن جوانی سر و دست می شکنن و مثل بز می نشینند به تماشا چه انتظار دیگه ای داری؟
    باید قبول کنیم که خیلی از مردم ما از نظر روانی دچار مشکل هستند، آخه اعدام کردن کسی و جون دادن یک انسان ولو هر جنایتی هم کرده باشه قابل تماشاست، گیریم خانواده ی مقتول از ناراحتی میرن تماشا بقیه چرا میرن؟
    توی همین بندرعباس وقتی کسی رو اعدام می کنن با وجود این که اکثر اعدام ها ساعت شش صبحه اما جمعیت زیادی جمع میشن

  7. هر موقع همه ما یا اکثریت تونستیم به خودمون بقبولانیم که همه مشکل ما دین است ، اون وقت در عرض سه روز خود آغا خامنه ای مفعول به جای جوانهای بیچاره بالای دار تاب می خوره. کاری که آقای فاضلی و ما که طرفدارانش هستیم شروع کردیم به همین دلیل بود برای روشنگری و خرد ورزی مردم خفته. نگویید که اعدام نداریم چن اعدام کمتر لیاقت آخوند نیست. آمریکا و کمتحدانش هم به قول حسن آقا می دونن که آخوندها مثل خرس همه چیز رو به عکس عمل میکنن دارن کاری میکنن که آخوند احمق به راهی هدایت بشه که اونها می خواهند و چقدر هم موفق هستند. به زودی آثارش رو می بینید. اگر به زودی رژیم نرود بعد از باید شاهد جنگ جهانی سوم باشیم که من به شما قول شرف میدم و همه حیثیتم رو روی این کار شرط می بندم که این جنگ سوم از ایران شروع خواهد شد ….

    با پوزش از دوستان.
    دقیقن درست میگی، اهم مشکل ما دینداری مردمه، اون هم چه دینی؛ دین اسلام، دینی که با کشتار عظیم ایرانیان همراه بوده، مردم ما عوض تف و لعنت کردن متجاوزین برای آن ها مجالس ختم و یادبود برگزار می کنند.
    اگر هم آخرتی در کار باشد مردم ما چه جوابی برای نیاکان خود خواهند داشت که به دست تازیان خونخوار کشته شدند.
    آن دخترک معصومی که در بازارهای کوفه برای کنیزی به فروش رسیده هرگز ما را نخواهد بخشید.

  8. اين اردي خان راست مگه منو تو چهار شنبه سوري يه لباس شخصي به خاطر اهانت به مقام رهبري گرفت توي اون همه جمعيت با اون سر و صدايي كه من راه انداختمم كسي نيومد كمكم بعدش 10-15 تا چماق به دست اومدن با باتوم تا موتونستن منو كوبيدن و تا ماشين كشيدن ….

  9. سلام وقت به خیر دیدم عکسهای جالبی از مقبره ی مرحوم عبدالهی گذاشتید یه سوال قدیمی یادم اومد که به نظر شما ایشون واقعا کشته شده توسط عوامل رژیم و اگه آره چرا و چه فعالیتهائی داشته لطفا منو راهنمائی کنید با توجهبه اون تراک منو ببخش آلبوم آخر من واقعا فکر می کنم که از همکاری با رژیم البته بنا به اون شعر بیزار بوده یا پشیمون یا این شعرو برای ماها و من ملت خونده و هر کسی که به نوعی آب تو آسیاب این ضد هنر و زیبائی و ایرانی بودن می ریزه ……….. شاد و برقرار
    با درود
    مردم بندر خیلی ناصر رو دوست داشتن اما گرایش ناگهانی وی به سمت حکومت و نفی گذشته ی خویش و همچنین خواندن شعرهایی در وصف علی و فاطمه باعث رنجش بسیاری از هواداران وی شد چون وی یک سنی بود.
    در این موضوع که ناصر این آخری ها تغییر رویه داده بود جای هیچ شکی نیست اما نمی شود با اطمینان گفت که قتل وی به دست رژیم بود.
    دو فرضی که بسیار قوی است اینه، این قتل یا کار خانواده ی همسر اولش بوده یا توسط عوامل رژیم.

  10. [...] برای سرنگونی رژیم چه بکنیم؟ بحث حمله ی نظامی به ایران روز به روز دارد داغ تر میشود و امکان حمله [...] [...]

  11. سلام. در بالاترین خبری ازت نبود. بعد متوجه شدم که آیدیت را دوباره بسته اند. جریان چی بوده؟ اگه برات اشکالی نداره ایمیل بزن

  12. کاملا باهات موافقم به نظر من همه مردمی که می خواهند قیام کنند باید مسلح باشند این رژیم خونخوارتر و پست تر از اونی هست که بشه فکرش را کرد ضمنا کسی که در راه مبارزه قدم برمیداره باید از جان گذشته باشه آیا فکر میکنی این افراد وجود دارند؟!!!!!!!!!!!یه چیز دیگه مردم ما خیلی نسبت به هم نامهربان شده اند یه جورایی شبیه رژیم حکومتی شده اند حتی خواهر و برادرها به هم رحم ندارند ریا حسادت نفاق دزدی تجاوز …………یادمه که بعضی از دوستانم بهم می گفتند که تو ساده هستی .ناراحت میشدم چون من میدونستم که معنای زرنگ بودن و ساده نبودن یعنی کلک و ریا.یعنی در دوستی صادق نباشم ولی بودم .ولی به شرافتم قسم که هیچ گاه این صداقت را به هیچ قیمتی نفروختم چون میدانم و ایمان دارم که بهترین سیاست صداقت استا و نتیجه اش برایم عالی بوده و دیدم که خدا در دلهای پاک خانه دارد .فکر میکنم اول باید مردم ما نسبت به هم مهربان شوند معیارهای غلط فرهنگی تغییر کند.دروغ و دزدی و خیانت و ریا هر وقت از این جامعه رخت بر بست آن وقت می توان کاری کرد.
    فکرش را کرده ای چرا دانشجویان همیشه پیشرو هستند چون جوان و پاک و بی غل و غشند.
    به امید آزادی مردم ایران از بند اسارت

  13. اردی خان چقدر باهات موافقم آخ که حرف دلم را زدی الان نوشته ات را خوندم وای که دقیقا همینه که می گی مردم ما دچار دیگر آزاری شدند سادیست این یه واقعیته.می دونین که در روانشناسی اثبات شده کسی که اذیت میشه خودش بعدن یکی از آزار دهندگان خواهد شد .مردم ما هم اینطورند.
    وقتی می بینن افتادی بلندت که نمی کنن هیچ 4 تا لگد هم نثارت می کنن همین خواهر و برادرهای تنی ات و گاهی همان پدر و مادرت.
    ولی چگونه می شود که این رفتارها تغییر کند نمی دانم ؟!!!!!!!!!!!!!
    ولی میگویند ظلم از کافتی اش است که پاره میشود ولی آیا به اندازه کافی ظلم کلفت نشده؟اخه چقدر فقر چقدر معتاد چقدر فحشا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!دیگه چی باید به سرمون بیاد؟!!!!!!!!
    اول همه مردم باید با هم دوست بشن. غم یه جوان باید غم من هم باشه.اقا اینا مردم را به پستی و رذالت کشانده اند که وا میستن اعدام و شلاق جوانها را نگاه می کنند و حال می کنند می بینند دختر مردم را بزور روی زمین می کشند و با سر وصورت خونین می برند.
    آدمهای دلسوز هم که اکثرن گیرند و گرفتار بدهی و بدبختی که نمی تونن سر بالا کنن که مظلومی را ببینند.!!!!!!!!!!!
    اگه مردم خوب بشن خدا کمکشون می کنه.
    مردم خدا را فراموش کردن و خدا هم مردم را.

  14. درود آریانای عزیز.
    من نمی خواهم بحثی رو باز کنم و مسیر صحیت عوض بشه ولی یه سوال ازت دارم…آیا همون خدایی که اون بالا یا توی مکه هست ما رو نمیبینه؟

    آیا نمیبینه که ما چی میکشیم؟ یا میبینه و ساکته؟
    آیا اصلن هست که ببینه؟ من که میگم نیست و وجود هم نداره…خودمون باید یه فکری به حال خودمون بکنیم

  15. درود اردی خان عزیز
    ببین فرق نمی کنه که اون خدای کیه یا کجاست ولی مطمین هستم که خدایی هست ولی آیا اگر مردم خودشون نخواهند چیزی عوض میشه؟!!!!!!!
    مسلم هست که خودمون باید فکری کنیم ولی من می گم اگه ما راه بیفتیم و اون هم کمکمون میکنه .نمیتونم و نمیدونم چطور بگم که من در زندگی خودم این کمک را به چشم دیدم.(در زندگی من عقل حکم نابودی می داد ولی اینطور نشد .)
    ولی رمزش فقط در خوب بودن آدمها و عاقل بودن آنهاست.که متاسفانه مردم ما هم بد شده اند و هم اینکه نادان .خرافات بد جوری به اسم دین به ما تحمیل شده.فکرش را بکن اگه مردم اعضای یکدیگر بودند اگه غم تو غم من بود اگه مشکل من مشکل تو بود این وضع مردم ما میشد؟!!!!!!!همونی که گفتم مردم خدا را فراموش کردند (وقتی دروغ می گن وقتی پشت هم را خالی می کنن وقتی ریا می کنن)خدا هم فراموششون کرده.آخه کم هم نیستن اینجور مردم زیادن زیاد .اکثریت دزد شدن.
    آنچه که اروپا را ساخت قدرت عقل و منطق بود این مسلمه.

  16. بله بله ! ناخواسته مسیر صحبت عوض شد دیگه ! پس من هم اینجا یه نظری

    بدم.

    من خودم یه کتاب خوندم به aryana و اردی خان هم معرفی می کنم. اگه

    دوست داشتید بخونید . کتاب جالبیه .

    “آیا خدا مرده است ؟ ” از هوشنگ معین زاده. این کتاب حدود 300 صفحه

    هست و به صورت رمان. و اضافه کنم که خسته کننده هم نیست .

    با اجازه مدیر وبلاگ یه تبلیغی هم از وبلاگ خودم کرده باشم D:

    این کتاب در قسمت Books Download وبلاگ

    http://www.redprose.blogspot.com هست.

    می تونید از اونجا دانلود کنید.

    با اجازه مدیر وبلاگ یه تبلیغی هم از وبلاگ خودم کرده باشم


    وبلاگ متعلق به خودتونه دوست من

  17. ممنون دوست عزیز خیلی دلم می خواهد که این کتاب را بخونم ولی موقع دانلود یه فایل می اید به نام اپرا که باید نصبش کرد و این کا را کردم ولی دیگه نمیدونم چطوری باید کتاب را خوند یا از طریق اپرا این کار را کرد .میشه برام توضیح بدی؟
    راستی خواستم توی سایت خودت بنویسم ولی یه جورایی بود خیلی بند و بساط داشت یک کم راحت تر ش کن . ممنون
    درود دوست من
    این کتاب رو می تونی از قسمت کتابخانه ی وبلاگ من هم دانلود کنی، من با اجازه ی این دوستمون برخی از کتاب هاشون رو از سایت شون دانلود کردم و در قسمت کتابخانه ی وبلاگ آپلود کردم.

  18. از بلاگ و کامنتها خیلی لذت بردم. از این بحث ها بالاخره راه نجات در خواهد آمد.
    نکته ای که به نظر من جاش تو این بحثها خالیه اینه که ما چی مخواهیم؟ همه در مورد نخواستن رژیم ولایت وقیح متحدالقولیم اما بعدش چی؟ می خواهیم اینا برن و بعد بیافتیم به جون هم یکی بگه حکومت باید بر اساس تعالیم شیعه باشه دیگری بگه سنی یکی بگه لاییک اون یکی بگه سوسیالیست یکی بگه فدرال…. و این وسط یه موج سواری مثل خمینی بپره سوار کار بشه و دوباره روز از نو روزی از نو.
    تا زمانی که همه ما تحت یک پرچم و یک هدف متحد نشیم فقط هزینه خواهیم کرد و وضع خرابتر خواهد شد. به نظر من آن چیزی که میتونه پرچم ما باشه اعلامیه جهانی حقوق بشر هست که میتونه ملاک و محک هر حرکت و هر تصمیمی باشه و هر کسی با هر اعتقاد و مسلکی در صورتی که این اعلامیه را کاملا قبول بکنه میتونه همرزم ما تلقی بشه و در نابودی بساط ظلم و استقرار یک حکومت مردمی حرکت کنه.
    من از همه دوستان خواهشمندم این اعلامیه را با دقت و حوصله بخوانند و ببینند که میتواند زیربنای یک حرکت متحد مردمی و یک حکومت انسانی باشد یا نه. متن آن در بلاگ من هست:
    http://samarehalizadeh.blogspot.com/2007/12/blog-post_09.html

  19. آقا ما مطلبی نوشتیم با اشاره به این مطلب شما. Trackback که ندارد! دارد؟

    http://www.bazri.com/blog-pck-mws-84me/post?193
    شما صاحب اختیار هستین طاها جان، وبلاگ متعلق به خودتونه

  20. آقایون مشکل مردم ما فرهنگ اونهاست و خرافاتی که بجای مذهب قبول کردند. اما من در کل با مذهب اسلام مواققم. مشکل ما مذهب اسلام نیست. مشکل ما حکومت اسلامیست. اصل ولایت فقیه غیر منطقیه.
    اون زمانی که مینوشتند در قانون اساسی که ولی فقیه باید مادام‌آلعمر به این مردم بدبخت حکومت کنه یک چیز رو نوشتند؟ اینکه از کجا ثابت بشود خود ولی فقیه به خدا ایمان دارد؟
    برای نوع بشر بعد از آخرین پیامبر تاسیس هرنوع حکومت مذهبی غیر ممکن است. چون ایمان انسانها بخدا با هیچ دستگاهی قابل اندازه‌گیری نیست. اولین سؤال در هر حکومت مذهبی اینست. آیا حاکم خود بخدا ایمان دارد؟
    اما راه حل؟ با گامرون موافقم. با طاها مخالف. ما فرهنگ نداریم. مذهبمون خرافاتیه ما هرچی هستیم از غرب وحشی بهتریم. یک عده وحشی هفتیرکش تو آمریکا برعلیه انگلیس قیام کردند و حکومت سکولار خودشون رو راه انداختند. و الان ایالات متحده هرچقدر مشکلات داشته باشند وضعشان خیلی از ما بهتره. مگه ما از آمریکایی ها کمتریم؟
    ما باید اسپرینگ فیلد خودمان رو بسازیم. ما باید کارخونه‌های تسلیحات سازی براه بیاندازیم. باید مبارزه مسلحانه بکنیم. هسته‌های مقاومت ما باید برای ترور مخصوصا خود خامنه‌ای بسیج شوند.
    ما هرچقدر بی‌فرهنگ یا لامذهب باشیم همین که هستیم اونقدر شعور داریم که با حکومت وارد جنگ بشویم و حکومت مردمی خودمان رو راه بیاندازیم.
    ختم کلام.

  21. همینطوره مشکل اصلی دین نیست مشکل سر فرهنگ است و فرهنگ هم مشکلش از مغزی است که قراره پلاستیک کشیده تحویل خدا بدیم .در بلوچستان که بودم به این امر واقف شدم البته قبول کنین که مذهب هم به این مساله دامن زده چون میگه همینه که هست اگه قبول نکنی میشی مرتد.البته قبوله که مذهب را ملایان خیلی تغییر داده اند اما هر چه باشد بسیاری از مطالب آن برای مردم ۱۴۰۰ سال پیش انهم اعراب بوده.پسر جوان ۲۱سالهای بود که در یه روستای دور افتاده ای که اب و برق هم نداشت سکته مغزی کرده بود و یه طرف بدنش فلج شده بود و ملا می گفت که با دعا خوب میشه و از اونا پول می گرفت و دعا می خوند دکتر که بر بالین پسر بردند گفت که باید به شهر بره و بیمارستان و با هزار دلیل که بابا این دعایی نیست دوایی است ملا کار خودش را بکنه ما هم کار خودمون ولی پسر اجازه نمی داد و حاضر نبود به حرف دکتر عمل کنه و بره شهر.یا زن ۱۸ساله ای را دیدم که بعد از زایمان خانگی دچار عفونت شده بود و ۱۰ روز تمام در خانه نگهش داشتند و می گفتند که او را آل زده و دعا و ورد می خواندند بعد از ۱۰ روز به بیمارستان آوردنش بیهوش.دیگه کا از کار گذشته بود و عفونت به خونش زده بود و تا صبح بیشتر زنده نماند.اینایی که گفتم مال ۳ سال پیش است و هنوز هم در انجا همین حکایت هاست و انجا ایران ماست.باورتان میشه؟؟؟!!!!!!!داروی گوسفند را به بچه ۱۰ ساله می دهند تا خوب شود و داروی انسان را به گوسفند .زنها که انجا کاملا حکم کالا را دارند شاید از ان هم بدتر .خیلی بدبختند اما این به دلیل نا اگاهی و نادانی و پرسوختگی ملاهای انها و اخوندهای ما و حکومت دینی و فقر فرهنگی است .

    آریانای عزیز یه چیز برات تعریف می کنم چندشت میشه.

    اکثر خانواده هایی که از روستاها به بندرعباس مهاجرت کرده اند دارای فقر فرهنگی هستند.
    یکی از این خانواده ها که به سبب همسایه بودن با یکی از اقوام من می شناسمشون بچه شون پاش زخم میشه، تصور کن به جای دکتر رفتن چه بلایی سر این بچه آوردند؟
    باورت نمیشه اگه بگم که به جای پماد زخم و ضد عفونی کردن ِ محل ِ زخم چه چیزی به آن مالیده بودند.
    مادربزرگ اون بچه گفته بود که مدفوع خود بچه رو در پارچه ای بپیچند و سه روز بدون آن که محل زخم رو باز کنند ببندند به پای بچه.
    بعد از سه روز حال بچه وخیم میشه و وقتی میبرنش دکتر کم مونده بود پای بچه رو قطع کنند اون هم به خاطر یه خراش معمولی که روز اول می تونستند با یه بخیه ی ساده خوبش کنند.
    کم نیستند خانواده هایی که دارای چنین ذهنیتی هستند متاسفانه ما خودمون رو از سایر ملل باهوش تر می دانیم حال آن که احمقانه ترین کارها رو انجام می دیم.

  22. واییییییییییییی.نه شایگان جان چندشم نمی شه دلم برای بچه میسوزه !!!چون آدمهایی را دیدم که وقتی داخل اتاق پزشک می شدند نمی تونستی نفس بکشی از بس بوی گند حتی گاهی اوقات بوی مدفوع می دادند.راستی می دونی اگه کسی در بیمارستان بلوچستان بمیره می گن خدا خواسته برعکس کردها که دکتر بدبخت را می کشن
    ولی اصلاتعحب نمی کنم چون دکتری بر بالین دختر بچه ای رفته بود که بدنش با گاز سوخته بود و اونو یکی دو ماهی در بیمارستان زاهدان بستری کرده بودند بعدا اوردنش خونه و داماد اون خونواده یه چوپان بود که می گفت باید یه اسپره ای که برای زخم گوسفند بهش بزنند تا خوب شه به این دختر بزنند و اونا اینکارو کرده بوند با این طفل معصوم .وقتی دکتر اونو دیده بود تا یک هفته اعصابش خرد شده بود می گفت که بدن بچه کرم گذاشته بود (لارو مگس)و بدن بچه سیاه بود از اسپری و خشک شده بود و البته او دارو داد و مکمل غذایی برای بچه.ولی باید بچه به بیمارستان مجهز برده می شد که نبردنش.آخرش هم مرد.بندر عباسی ها رو دیدم خیلی خیلی بافرهنگ تر از بلوچستان است منظورم روستاییانشه چطور همچین مادربزرگی اون هم توی شهر؟!!!!!!!!!!جاسک و روستاهای اطرافش رفتم.حداقل همه اونا برق دارند ولی خیلی از روستاهای بلوچستان بی برقن؟!
    آنقدر این مردم را بدبخت و نفهم نگه می دارند تا بتوانند مملکت را بچاپند.یه چیزهایی اونجاها دیدم که نگو و نپرس .
    ضمنا چقدر مردم بندر خونگرمند.من که از اونا خیلی خوشم می اومد.ممنون از نظرت

  23. فعلا که گيجي مطلق همه رو در بر گرفته و ملت حسابي اچمز شدن که نه راه پس دارند و نهراه پيش و يا عاميانه تر بگم که ملت يران فعلا اره به کون هستند که جلو برن مي بره عقب هم بيان ميبره.
    مساله هم خيلي عميق تر از اينيه که ده هزار نفر تو هر شهر بيان تظاهرات و توقع باشه که فرداش بشن بيست هزار نفر و همينجور تعدادشون بره بالا. اگر مطمان نيستي بذار بهت بگم براي اين رژيم که رفتنش هميشگي است و تا مغز استخوانش اين را حس کرده است هر ده هزار نفر را نه با تفنگ که اصلا محل تظاهراتشان را بمباران مي کند تا ديگر جنازه اشان را هم نتوان پيدا کرد.
    اگر فکر مي کنيد حمله امريکا بد است….
    ادامه ندهم بهتر است.

  24. من هم با شما همراه می شم اما به شرطی که یک نفر به من جواب بده؟
    کی قول می ده رژیم بهتری سر کار میاد؟
    پدران ما هم می خواستن زندگی بهتری داشته باشن
    اما حالا شده چیزی که بچه هاشون ناراضی هستن
    به نظر من چیزی که هست باید اصلاح بشه
    می دونید یک انقلاب دوباره چقدر کشور رو به عقب می کشه؟؟؟؟؟؟
    خوب شما بلاخره موضع خودتون رو روشن کنید که مخالف رژیم هستید یا موافقش؟
    اگر موافقش هستید که شما رو به خیر و ما رو به سلامت
    و اما اگر مخالف هستید.
    آن چه که گفتید قابل بحث است، اگر در درون کشور زندگی می کنید که حتما با مسائل و مشکلات آشنا هستید.
    شما به من بگویید چند درصد احتمال می دهید که این رژیم با زبان خوش و با اعتراضات مدنی کنار برود و قدرت را به مردم واگذار کند.

    شاید شما شناخت دقیقی از ایدوئولوژی شیعه نداشته باشید و شاید هم داشته باشید.
    به گمان من آن چه که امروز بایستی مورد توجه آمریکا و مخالفان رژیم قرار گیرد همین مسئله ی ایدوئولوژی شیعه است که بسیار بسیار خطرناک است.
    این رژیم به راستی باور دارد که کسی در اعماق چاه جمکران دارد زندگی می کند، شاید شما بگین که این ملاها دارند سر مردم رو شیره می مالن و خودشون به این چیزها باور ندارن اما من مخالف این حرف هستم، امثال احمدی نژاد و آخوندها از ته دل و از صمیم قلب به امام زمان اعتقاد دارند و این اعتقاد آن ها باعث می شود که مردم را نادان و سفیه فرض کرده و در برابر خواسته های آنان مقاومت کنند زیرا تصور می کنند که مردم نادان هستند و آن ها دانا و بهتر از مردم صلاحشان را می دانند.
    شما چگونه انتظار دارید که چنین حکومتی با چنین دیدگاه وحشتناکی به زبان خوش قدرت را به مردم واگذار کند.

    این حکومت جای هیچ گونه مذاکره ای را باقی نذاشته و بنده کماکان اعتقاد دارم که تنها راه از میان بردن این رژیم مبارزه ی مسلحانه است و لاغیر.
    حال در مورد این که چه تضمینی وجود دارد که حکومتی که از طریق قوه ی قهریه حاکم شود مانند جمهوری اسلامی و یا بدتر از آن نشود میشود بحث کرد البته هر گاه که مردم ایران به این باور رسیدند میشود درباره ی چگونگی مبارزه صحبت کرد.

  25. سلام
    در واقع من اعتقاد دارم بد خیلی بهتر از بدتر است
    و طی مطالعه ای که داشتم بعد از بر کناری هر رژیم یا رئیس جمهوری بدتر از اون روی کار اومده
    بنابراین می خوام همینی که هست باقی بمونه و کم کم روش تاثیر گذاشته بشه
    البته من نمی دونم انتظارات شما از رژیم جدیدی که دوست دارید سر کار بیاد چیه؟
    کافیه یه کم وضع ایران شلوغ بشه اون موقع امریکا میاد قدرتو به دست می گیره
    در اون صورت فکر می کنید همه چیز عالی می شه
    من می گم نه
    اون وقت یک انقلاب دیگه برای بیرون راندن آمریکا لازم می شه
    که اون هم در توان مردم نیست
    ایران می شه مثل افغانستان مثل عراق یا حتی مثل لبنان و فلسطین
    نا امنی حتی بعد از پنجاه سال هم از بین نمی ره
    شاید بگید خوب ما آمریکا رو بیرون نمی کنیم اما
    به نظر من اگه هموطن آدم خونشو بخوره بهتر از اینه که اختیار دست اجنبی بیفته
    اونها هر چه هم روشن فکر اما باز هم به نفع ما عمل نخواهند کرد
    و فقط منافع خودشون رو مد نظر قرار می دن
    و این در طول تاریخ اثبات شده
    باید به اطلاعتون برسونم که من پادو یا مزدور رژیم نیستم اما
    موافق پابرجاییش هستم
    شما از ملا ها یه غول بی شاخ و دم ساختین و حالا می خواین باهاش بجنگین
    من می گم اونها انقدر ها هم بد نیستند
    می شه باهاشون کنار اومد
    راستی می شه بگید از کدوم کاراشونه که فکر می کنید نمی شه باهاشون صحبت کرد؟
    به هر ترتیب جنگ و انقلاب به ضرر ماست نه اونها
    ما کشته می شیم
    ما عقب می مونیم
    امنیت ما از بین می ره
    اما در مورد امام زمان
    اگه مسلمون ها منتظر امام زمان هستن
    مسیحی ها هم منتظر مسیح هستند
    زرتشتی ها منتظر سوشیانت
    در واقع هر کسی منتظر کسی هست که نجاتش بده
    و این ایمان خوب و امیدوار کننده است
    حتی از نظر روحی
    و من منظور شما رو در مورد اینکه این ایمان به امام زمان مشکل آفرینه متوجه نشدم….
    راستی پیشنهاد می کنم کتاب چرخدنده نوشته ژان پل سارتر رو بخونین
    اگر چه کتاب کم پیداییه اما عالیه
    در مورد جوان هایی مثل ماست که در صدد تغییر رژیم هستند
    و بالاخره قدرت رو هم بدست می گیرن اما بعد اتفاقاتی میفته که دوباره مردم بر ضد همون ها قیام می کنن و سر دستشون رو اعدام می کنن
    در حالی که اونها هم از همین مردم بودن
    با همین خواسته ها و اعتقادات
    اما مردم نمی دونستن که در پس پرده قدرت چی می گذره
    این کتاب به این بدی که من گفتم نیست
    اگه بخونیدش عاشقش می شین
    هر کسی که به قدرت می رسه هر چقدر هم به فکر صلاح مردم باشه باز هم مصلحت هایی پیش میاد که اونو به یک غول بی شاخ و دم تبدیل می کنه
    ژان پل سارتر کم کسی نیست
    باور کن

  26. سلام

    «مردم ایران باید دندان طمع کمک های خارجی را بکنند و هیچ امیدی به خارج از کشور نداشته باشند چه اپوزوسیون و چه نیروهای نظامی بیگانه، ما بایستی خود کار این رژیم را یکسره کنیم.»
    عبارت بالا از خود شماست.
    هموطن عزیز مشکل ما نداشتن اپوزیسیون است. در غیاب احزاب هم که کلمه اپوزیسیون کلمه بیش نیست و بیشتر به درد فریبکاری می خورد. حزب و سازمان سیاسی هم که وجود ندارد. حالا از کدام اپوزیسیون حرف می زنید خدامی داند.
    یادتان باشد فرقه های موجود خود رقیب آخوند ها هستند .

    پس جواب شما این است : برای سر نگونی رزیم ستمگر اول باید حزب و تشکلی ایجاد کرد. بعد از آن اپوزیسیون نیز خواهیم داشت.

    امروز بیش از هشتاد درصد مردم مخالف حکومتند . اما اگر صد در صد مردم نیز مخالف باشند ، همان افراد موجود در حکومت باز قادرند به کارشان ادامه دهند. چون آنها یک تشکل هستند و مردم افراد. حالا اگر می خواهی حکومت بر اندازی یا علی
    عاقبت به خیر

    http://vasabaha.com/

يك پاسخ برايش بگذاريد