مکان: بارگاه الهی
زمان: ده شب
یکی از فرشته های مقرب: بارالهی
خداوند: چه شده؟
فرشته: امامزاده ها برای گزارش ِ کار ِ روزانه درخواست ِ شرفیابی دارند، چه امر می کنید؟
خداوند: داخل شوند
بیست هزار امامزاده، پشت سر ِ هم وارد می شوند، در دستان ِ هر یک، پرونده ای بزرگ وجود دارد.
خداوند: گزارش بدهید
امامزاده یحیی: پسر ِ اصغر آقا عاشق ِ دختر ِ اکبر آقا شده اما اکبر آقا راضی به این وصلت نیست، پسر اصغر آقا درخواست دارد ما مهرش را در دل ِ اکبر آقا بندازیم؛ چه دستور می فرمایید؟
خداوند: آیا خود دختر هم میلی به این ازدواج دارد؟
امامزاده یحیی: بلی
خداوند: وضعیت طاعات و عباداتش چگونه است؟
امامزاده یحیی: در ماه گذشته نماز نخوانده اما قول داده است اگر ما این وصلت را جور کنیم، نمازهایش را سر وقت بخواند
خداوند: بدون پیش شرط، ماه دیگر پرونده ی او را بیاورید، اگر تا آن زمان نماز خواندن را شروع کرده بود شاید برایش کاری بکنیم، اگر همچنان برای ما پیش شرط گذاشت دیگر پرونده اش را نیاورید؛ امامزاده ی بعدی
امامزاده مظفر: کوکب خانم ده سال است ازدواج کرده، بچه دار نمی شود، هم نماز می خواند هم روزه می گیرد و هم نذری میدهد آن هم بدون پیش شرط، درخواست بچه دارد
خداوند: بسیار خوب، نام او را در لیست ِ منتظرین ِ کودک ثبت کنید
خداوند: فرشته
فرشته ی مقرب: امر بفرمایید
خداوند: با رعایت عدالت، نوبت این زن چه وقت خواهد بود؟
فرشته ی مقرب: سه سال و دو ماه و چهارده روز دیگر نوبت ِ این زن است، ما آن روز برای کشت ِ تخمک به رحم او سفر خواهیم کرد
خداوند: بسیار خوب، بعدی
امامزاده مجتبی: دختری ترشیده و چهل ساله به نام فاطمه درخواست شوهر دارد، یک در میان نماز می خواند، یک سال در میان هم روزه می گیرد، تاکنون سه بار پرونده اش را رد کرده اید، این بار چهارم است که پرونده اش به جریان می افتد
خداوند: در لیست مردهای ترشیده ای که درخواست زن دارند بگردید و سوژه ی مناسبی برایش پیدا کنید و این دو را در سر راه ِ یکدیگر قرار دهید، بعدی
امامزاده عبدالعظیم: چندین درخواست ِ افزایش ِ طول ِ عمر ِ رهبر جمهوری اسلامی ایران دریافت نموده ام، چه دستور می فرمایید؟
خداوند: چند سال دارد؟
امامزاده عبدالعظیم: بیش از هفتاد سال
خداوند: چه خبر است، مگر میخواهد با نوح برابری کند، بگذارید تا هشتاد برود؛ بعدی
امامزاده حسن: جوانی درخواست ِ وام دارد، چه امر می کنید؟
خداوند: فعلا بودجه نداریم، بگذاریدش در نوبت؛ بعدی
امامزاده رقیه: زنی درخواست دارد جاری اش با سر بخورد زمین، هم نماز می خواند هم روزه می گیرد و هم چادر سیاه بر سر می کند، چه دستوری می دهید؟
خداوند: جاری اش حجاب اسلامی را رعایت می کند؟
امامزاده رقیه: خیر، همیشه با مانتو کوتاه بیرون می رود و برجستگی هایش را در معرض دید عموم قرار می دهد
خداوند: پاشنه ی کفشش را دستکاری کنید
امامزاده صالح: …………
.
.
.
.
.
.
.
خداوند: آخرین امامزاده
امامزاده جعفر: پسری که تاکنون پنج بار در کنکور رد شده است درخواست قبولی در دانشگاه را دارد، طاعات و عباداتش کامل است و در ضمن یک بار نیز به خانه ی شما مشرف شده، چه امر می کنید؟
خداوند: برگه های سوالات وی را پس از اتمام آزمون به نزد من بیاورید
مربوط به موضوع های: سرگرمی | بر چسب ها: فرشته, الله, امامزاده, حوری, خدا, خداوند
ای تف تو این روزگار کثیییییف! هییییییی!
درود شایگان عزیز
آقا چرا همش ما رو تو خماری میگذاری؟ یه روز بشین بنویسش تموم بشه دیگه. مردیم از انتظار. حتمن باید از ته چاه خونه ما طرف ظهور کنه تا بنویسی؟ جان خودم جیغ میزنم ها….!!!!!!!! هاهاهاهاها
خیلی عزیزی
پاینده باشی
چاکریم اردی خان
تا تیترو تو دنباله خوندم گفتم ای ول قسمت سوم اومد با اجازه شما *** شدم
درود دوست من
البته این نوشته ادامه ی اون قبلی ها نبود
دارم روی قسمت سوم کار می کنم.
تو قوه تخیلت بیسته
خیلی معرکه بود در ضمن ببخشید که زیاد نمیتونم برات نظر بدم تو اداره مسیرهای که میریم چک میشه من با پروکسی و هیستوری کیلر میام وبتو میبینم ولی دیگه صفحه نظرات واسم باز نمیشه
سلام
زیبا بود ؛ پس اینطوریه ما نمیدونستیم!؟
ارادت
بد جوری مشتری ات شدم!
ببین از اونجایی که هر سخن جایی و هر نکته مقامی و هر کاری حساب و کتابی دارد، تبادل لینک می کنی؟
پیش شرط نگذار جان شایگان
درود
چشم من شما رو لینک کردم
عجب!
وبلاگ خوبي داري عزيزم
حظ وافري برديم!
ها ها ها!
این کار شما جوانان برای آزادی ایران از چنگال آخوند امیدوار کننده است