دو سال پیش در چنین روزهایی بود که عضو سایت بالاترین شدم، آشنایی من با این سایت کاملا اتفاقی بود، یک روز که داشتم آمار بازدید کنندگان وبلاگم رو چک می کردم مشاهده کردم که به نحو چشمگیری آمار بالا رفته و تعجبم زمانی بیشتر شد که دیدم اکثر بازدید کننده ها از خارج از کشور هستند.
وقتی به منبع مراجعه کردم دیدم که شخصی یکی از مطالب من رو با عنوان «ای کاش من هم یک فلسطینی بودم» رو لینک کرده.
درست از همون لحظه عضو بالاترین شدم و ادامه ی ماجراها. بالاترین به من کمک کرد تا مطالبم رو در سطح وسیعی در معرض دید همگان بذارم و از این رهگذر با افراد بسیاری نیز آشنا شدم.خاطرات تلخ و شیرین بسیاری در این سایت برای من اتفاق افتاده است اما آن چه که باعث شده من به این سایت تا حد زیادی دلبستگی پیدا کنم همین بودن تضارب آرا و اندیشه ها در آن است چیزی که در جامعه ی واقعی ایران از آن خبری نیست. در بالاترین من با خیال راحت می توانم در برابر یک بسیجی نظرم رو بدون ترس ابراز کنم و رهبر او، سید علی خامنه ای رو یک دیکتاتور بخوانم.
به هر روی همون طور که می دونیم فعلا این سایت محبوب مورد حمله گروهی از هکرها قرار گرفته(بنا بر شواهد) و از دسترس خارج شده است.بیصبرانه منتظر بازگشت دوباره ی این سایت هستم چون فعالیت این سایت همانند خاری در چشم دیکتاتوری جمهوری اسلامی است، این سایت به واقع نظرات جمع کثیری از مردم ایران رو منعکس می کنه.
balatarin.com

دستهبندیشده در: علمی، عمومی برچسبها: | هک، بالاترین، جمهوری اسلامی
درود بر شایگان عزیز
شایگان جان یک بار برای همین پستت کامنت گذاشتم ولی نیست!خلاصه امروز دیدم که بالاترین برگشت.
گفتم بیام تبریکی عرض کنم.
راستی این کل کل های شما و خرچنگ زاده هم جالبه ها!!!!
راستی چندین بار ایمیل زدم برات ولی فقط یکیش سنت شد.خلاصه خیلی نگران شده بودم.خوشحالم که دوباره اومدی.
پایدار باشی
درود عزیزم
یه مدت خیلی گرفتار بودم واسه همین نتوستم بیام نت، من هم خوشحالم که شما هستین.
چند وقت نبودي بسيار نگرانت شده بودم! حالا كه دوباره سر و كله مباركت پيدا شده گاه گاهي دوباره سر به سر هم مي گذاريم من باب خنده و تفريح! ايرادي ندارد…
نه برادر بسیجی، چه ایرادی
چون گام در این خانه ی شر بگذارید،
انگار که گام در سقر بگذارید:
جایی که سرود دانته ک : “ای آمدگان !
اُمّید نجات پُشتِ دَر بگذارید.”
اندوهِ هزار ساله دارم در د ل.
ایکاش نبیندم غم دیگرِ دل .
من پیرترم هزار سالی امروز،
با داغِ هزارها جوانم بر دل .
با این همه خون که از تن اش گشت روان،
رفته ست ز اندام وطن توش و توان.
با این همه ، با ش تا ز جا کَند ه شود
سیلابه ی شیخْ اوژنِ جان های جوان .
از کینه و بُغض و خشم آکنده شدیم .
بر مرکَب انقلاب تازنده شدیم .
فریاد زدیم: شاه مردمْخوار است !
شیخ آمد و ما زشاه شرمنده شدیم !
ادامه در وبلاگم
به گور پدر اله با 14 معصوم که به اندازه یک خر مقدس عیسا عقل ندارن
تضارب آرا صحيح است!سواد هم چيز خوبي است
ممنون که تذکر دادید، ما توفیق اون رو نداشتیم که در سایت آویزون در محضر اساتید فن باشیم از این رو گهگاهی دچار مشکل میشیم.