آیا جمهوری اسلامی از ارزش هایش فاصله گرفته است؟

چهارده قرن از پیدایش دین اسلام می گذرد و هنوز که هنوز است مسلمین در پاسخ به خشونت های ملل مسلمان می گویند که این اسلام واقعی نیست و …..

هدف پرداختن به موضوع بالا نیست اما خواستم با پیش کشیدن آن زمینه را برای پرداختن به موضوع پایین مهیا کنم.
سی سال است که از عمر حکومت «جمهوری اسلامی» می گذرد. این حکومت در طی این سه دهه نشان داده که حکومتی سرکوبگر و دیکتاتور است و مخالفین خود را گرچه روزگاری از موافقینش بوده باشند به بدترین شکل ممکن سرکوب و شکنجه می کند.
تراژدی غم انگیز ماجرا آنجاست که موافقین دیروز این حکومت که اکنون به خاطر مسائلی از دایره ی قدرت کنار گذاشته شده اند و خود در دام این رژیم پلید گرفتار آمده اند، نمی خواهند بپذیرند که ماهیت این حکومت از ابتدا همین بوده است و هرگز تغییری نکرده است و آن ها تمام سال های گذشته را به سبب این که در دایره ی قدرت بوده اند تفاوت ها و ظلم ها را احساس نکرده اند و حال که خود به میان مردم آمده اند و از زاویه ای دیگر به حکومت می نگرند تصور می کنند که این حکومت از ارزش های ابتدایی و راستین خود فاصله گرفته است.

باید گفت که خیر، این حکومت نه تنها هیچ تغییری نکرده است بلکه روز به روز دارد به ارزش های راستینش نزدیک تر هم می شود. پس بیخود و بی جهت اینقدر فریاد و وامصیبتا سر ندهید که این چاه رو خود شما حفر کرده اید و هم اکنون خودتان در آن سقوط کرده اید.

بپذیرید که ارزش های واقعی جمهوری اسلامی همینی است که مشاهده می کنید و سعی نکنید با داد و فریاد، اشتباه خودتان را از ناحیه ی همکاری با این رژیم بر گردن دیگران بیندازید.

چطور در آن سال ها که مردم بی دفاع و بی گناه ایران را همین حکومت فاشیستی اسلامی، می کشت صدایتان در نمی آمد و دم از ارزش ها نمی زدید اما حال که نوبت به خودتان رسیده یکدفعه یادتان آمده که برای این گونه برخوردها نبوده که انقلاب کردید.

16 نظر

  1. سلام شایگان عزیز:
    گاهی اوقات فکر می‌کنم که این ضرب‌المثل‌های قدیمی چقدر درست هستن، یه ضرب‌المثل مشهور میگه «از هر دست که بدی از همون دست می‌گیری«
    این داستان موسوی و رفسنجانی شده، اعضای رده بالای حزب جمهوری اسلامی، که همین کار رو با رقیب‌های خودش کرد، همه رو به بدترین شیوه‌ها از دور خارج کردن، فکر نمی‌کردن یک روزی یکی، از همون شیوه‌ها برای دودر کردن خودشون استفاده کنه. واکنش موسوی وقتی که به قول خودشون مرجع عالیقدر شیعه (آیت‌الله شریعتمداری) رو به اون شکل به گه خوردن انداختن چی بود؟ اون موقع که اعترافات دروغین زوری بد نبود؟
    یا وقتی خاتمی مدیر مسئول روزنامه کیهان اون مجموعه مقالات رو درباره مهندس بازرگان نوشت و اونو با اسلام آمریکایی مورد شدیدترین هجوم‌ها قرار داد، فکر نمی‌کرد روزی همین‌ها رو درباره خودش بگن.
    روزی که رهبری مبارزه بر علیه رژیم شاه، (احتمالاً همین آقایون کروبی و موسوی و بقیه دار و دسته) دستور دادن که سینما رکس رو با 300 تا آدم توش به آتیش بکشن تا اونو به گردن شاه بندازن، فکر نمی‌کردن یک روزی از همین حربه‌ها در مقابل خودشون استفاده بشه.

    به قول ناصرخسرو:
    ای کشته که را کشتی تا کشته شدی زار
    تا باز که اورا بکشد آنکه تورا کشت

  2. سلام؛ تا نظام به اصطلاح اسلامی حاکم باشه اوضاع ما به از این نیست..مردم رو بدون مجازات در روز روشن تو خیابانها میکشند و ما مقصریم اگه باز خودمون رو مسلمان بنامیم.

    حالم از هر چی دینه به هم میخوره…دلم برای گل های پر پر شده می سوزه که هر کدومشون می تونستن خواهر یا برادر واقعی من باشند.

    خطاب به بسیجی که شاید گزارش به این سایت بخوره میخوام بپرسم : شما چطور شب سرتو راحت میگزاری رو بالش و می خوابی؟؟ چطور جواب بچه و خانوادتو میدی؟ چیزی به اسم وجدان در تو هست؟؟ که با باتوم انجنان به سر و گردنش کوبیدی؟ به خودبیا و تا دیر تر نشده از گردابی که در ان هستی رها شو…

    و اما خطاب به همقطارانم من به شخصه فکر میکنم جواب گلوله رو باید با گلوله داد..مبارزه باید مسلحانه باشه تا جواب بگیره ..با سنگ و کلوخ نمیشه رفت جلو گلوله.

    مرگ بر جمهوری اسلامی؛ زنده باد آزادی

  3. شایگان جان درود بر تو
    آفرین.حرفهات کاملا بجا بود.من وقتی می دیدم که موسوی همش امام امام می کنه حالم بهم میخوره وقتی میبینم خاتمی همش میگه نظام نظام حالم بدتر میشه.نمیدونم توی این موقعیت چی بگم.دلم برای بچه ها میسوزه.قلبم درد میگیره وقتی میشنوم فلانی که توی ستاد موسوی بوده زیر شکنجه مرده.
    نمیدونم چرا بعضی ها همش می خواهند بگویند که این نظام ….(همون حرفهای خودت)یعنی چی فکر می کنند؟ فکر می کنند ما باور می کنیم؟!بعله آقایون وقتی در دهه شصت قصابخانه راه انداخته بودید وقتی چپ و راست آدم می کشتید.ای خداااااااا!
    بابا ما مردم دنبال یک سوراخ یه مفر می گشتیم برای فرار از این وضعیت بخدا قسم که شما مورد تایید ما نبودید.اما انگاری دنبال سوراخ فاضلاب رفتیم.!
    عجب!هر وقت بیانیه های این اصلاح طلبان رو می بینمبیشتر می فهمم که ای بابا اینها چقدر پرت هستندها!تازه می خواهند مجوز بگیرند حزب تشکیل بدهند علیه همین دولت!نمیدونم خنده کنم یا گریه!!!!!!!!
    ضمنا من هم فکر می کنم نهایتا باید از انقلاب مسلحانه استفاده کرد چون اینها نظامشون بقول خودشون اسلامیه و یه حکومت دینی رو نمیشه با انقلاب مخملی و …از بین برد.
    کاش فقط ما مردم از این 30 سال یه چیز فقط یه چیز بفهمیم که این دین رو بگذاریم کنار.یا لا اقل اگر دوست داریم مانند آبا و اجدادمان بت بپرستیم حساب بتها را از حکومت جدا کنیم.ای لعنت به تو لعنت به تو نادانی و ناآگاهی که هر چی می کشیم از توست.

  4. آریانا و سروناز عزیز، این شعر رو دوباره بخونین:

    ای کشته که را کشتی تا کشته شدی زار
    تا باز که اورا بکشد آنکه تورا کشت

    اگر به دنبال آینده بهتر هستیم (و نه فقط رهایی از جمهوری اسلامی) چرخه‌ی خونریزی باید یه جایی متوقف بشه. چندهزارساله که درگیر داغ و درفش و خونریزی هستیم، هر بار هم از دامن یک استبداد تو دامن استبداد دیگه‌ای افتادیم. این راه اگه می‌خواست جواب بده توی این همه قرن داده بود.

  5. ورتیگونه عزیز باور کن من هم دوست دارم به صورت مدنی پیروز بشویم اما آیا واقعا با همچین حکومت خونخواری میشه؟
    بله شعر زیبا و درستیه.باهات موافقم اما اگر در نهایت نشد دیگه نباید….؟!
    بله کاملا درسته اگر همه متحد بشیم قطعا میشه.
    به امید آنروز

  6. سلام؛ شعر شما به درد مردم ایران در موقعیت فعلی نمیخوره؛ شاعر یا شاعره محترم شعر رو مخصوص مردم ایران نگفته!! باور بفرمایید ورتیگونه عزیزم با سنگ و شعر و منطق به جنگ دیو دو سر نمیرن..ما ادای امام حسین رو که نمیتونیم در بیاریم که بریم جون بدیم که اسممون رو هم فراموش کنن…من عکس هر جوونی رو که میبینم کشته شده تنم میلرزه؛ خودم رو مقصر میدونم به نوعی و به هر چه دینه بد و بیراه میگم…ازت می خوام بری تى یو تیوپ ببینی جواب این خونی که رو آسفالت ریخته رو با شعر و منطق میشه داد عزیز خواهر؟؟؟ قربون شکل ماهت منم مخالف کشت و کشتارم ولی شما راه حل بهتری سراغ داری؟اینها باکی ندارن که بریزن تو دانشگاه ها و همه رو یک دفعه بکشند که چند روز بیشتر حکومت کنند.
    در خاتمه ورتیگونه به عقیده شما هر چه که هست احترام میگذارم هموطن.

  7. دوستان عزیز اگر هدف شما صرفاً خلاصی از جمهوری اسلامی باشه من کاملاً نظر شما رو تایید می‌کنم و حتماً مبارزه مسلحانه می‌تونه شما رو به این هدف نزدیک کنه، اما از نگاه خود من که هدفم آینده بهتر برای ایرانیان هستش این روش‌ها راه به جایی نخواهد برد.
    براتون آرزوی بهترین‌ها رو دارم

  8. درود بر ورتیگونه، سروناز و آریانا

    من با زحمتی بسیار فقط میتوانم یک پست رو ارسال کنم.
    به هیچ وجه نمی توانم وارد دیگر صفحات مدیریتی وبلاگم بشم.
    اگه می بینید کمی کم کار شدم و به کامنت ها پاسخ نمیدم به خاطر همین موضوع دسترسی بسیار مشکل به صفحات مدیریتی وبلاگ است.

  9. شایگان جون اگه مشکل فیلتر شکن داری من یک مدتی هست دارم با تونل کار می‌کنم و ازش راضی هستم، سرعت بدی نداره و همه‌ی صفحات رو هم باز می‌کنه.

    این آدرس فایلش که حجم خیلی کمی هم داره
    http://www.toonel.net/generic/005050/toonel.jar

    فقط تنظیمات پروکسی‌ت رو برای http و https (ssl) تنظیم کن، آدرس 127.0.0.1 و پورت 8080

  10. در ضمن احتمالاً اگر کار نکرد نیاز به Java Runtime Environment داری که اونم از این آدرس می‌تونی بگیری:

    http://www.filehippo.com/download_java_runtime/download/0e036bfa2323d0e46d36a2d0be287fe5/

  11. درود شایگان جان
    خوبی؟اشکال نداره.دستت درد نکنه.امیدوارم هر چه زودتر مشکل اینترنتی ات حل بشه.
    ضمنا ورتیگونه عزیز کاملا متوجه صحبتهات هستم آخه میدونی قضیه چیه!اینها انقلاب و جنبششون هم مخملی و رنگی و این حرفها نیست.اصلا معلوم نیست چی هست؟!(فکر می کنم توی یکی از پست های خودت هم این انتقاد رو دیده بودم که ضربه باید کاری باشه) اگه یه خیزش درست مدنی باشه بله حرفی نیست.ولی یه جور بی نظمی و ضعف مدیریتی توش هست که باعث کشته شدن بهترین جوانهای ایران میشه.امیدوارم راه درستی در پیش بگیرند که همه نیروها بتوانند در کنار هم بصورت مدنی دست به فلج سازی حکومت بزنند.
    پایدار باشید

  12. با عرض سلام به اقا شايگان و عرض معذرت از اكثر هموطنان ٠٠٠آقا فاصله از چى اسلام همين پخ هست كه ميبينيد تا قدرت نگرفته گريان و حسين كشته شد و مظلوم نمايى همين كه به قدرت رسيد دروغ و قتل و آدم كشى و خانم بازى٠ محمد مكه و مدينه رومقايسه كنيد٠حماس رو قبل از غزه با حالا كه غزه دستش هست مقايسه كنيد حزب الله عراق و لبنان رو قبل و بعد عمل ببينيد٠اين دين بيخ ريش خود عربها ما نخواستيم٠

  13. سلام شایگان؛ اصلا نگران کامنت دادن نباش…متاسفم برای همه چی و زبانم قاصر از گفتن احساسم.
    ببین من طرفدار هیچ گروه خاصی نیستم ولی در این میان سایت سیاری رو میشناسم که میگن اخبار رو میشه روش دید…سایت رو برات میفرستم ببین کار میکنه یا نه..امیدوارم کمک کوچکی باشه:
    http://72.41.178.79/

  14. باز سلام؛ این نوشته ملا حسنی رو دلم نیامد اینجا نگذارم!! بی مناسبت نیست :
    (این فقط یک طنز و شوخی است و در واکنش به بعضی از راهکارهای خنده‌دار مبارزاتی برخی از دوستان نوشته شده که خیال می‌کنند یک رژیم خونریز و وحشی را میتوان با روشهای پیش پا افتاده سرنگون کرد)

    فرض کنید چهل سال بعد٬ یک جوان وبلاگ نویس ایرانی در مورد مسائل کشورش مطلبی نوشته و آنرا در وبلاگش قرار داده و دوستانش آنرا در فیس‌بوک و تویتر و بالاترین لینک داده‌اند. برویم ببینیم او چه نوشته‌است:

    « متاسفانه امسال هم در انتخابات تقلب شد و احمدی نژاد هشتاد و چند ساله برای یازدهمین بار برای پست ریاست جمهوری ایران از سوی خامنه‌ای منصوب شد.
    ما باید جلوی این دولت نامشروع بایستیم و به مبارزات مسالمت‌آمیز خود ادامه دهیم. ما مثل پدران و مادران خود نیستیم که در چهل سال پیش به خیابان‌ها ریختند و با نیروهای سپاه و بسیج درگیر شدند. در آن سالها تعداد زیادی از مردم کشته و زخمی شدند و عده بی شماری هم دستگیر.
    نسل قبلی ما مرتکب اشتباه بزرگی شد که ما نباید آنرا تکرار کنیم. تظاهرات و به خیابان ریختن کار اشتباهی بود چون سپاه و بسیج و نیروی انتظامی و گارد ویژه اسلحه و باتوم و گاز اشک‌اور و اسپری فلفل دارند و آدم را میزنند که خیلی درد دارد و برای سلامتی خوب نیست. ما باید همچنان از روش‌های کم خطر استفاده کنیم. مثلا روشن کردن اتوی برقی در ساعاتی از شب که مقام رهبری میخواهد سخنرانی کند.
    دیروز رفته بودم بازار یک اتوی گنده خریدم تا برق بیشتری مصرف کند. خدا بیامرز پدرم میگفت: پرویز جان! پول‌هایت را جمع کن تا برایت یک اتوی خوشگل بخرم. با آن هم میتوانی لباس‌هایت را اتو کنی و هم می‌توانی علیه این رژیم تا بن دندان مسلح٬ نافرمانی کنی و آینده کشورت را بسازی.
    راستش را بخواهید اینطور که پدرم نقل میکرد در سالهای اخیر همه درآمد پدرم صرف خرید دستگاه اتو و پرداخت قبض برق می‌شد. شبها اتوها را می زد به برق و روشن میکرد و خودش میرفت میخوابید. ما بچه‌ها هم از شدت گرما کلافه میشدیم.
    خانواده ما هفته‌ای یک گونی فیوز فشنگی مصرف دارد. از بس که شبها فیوز کنتور‌مان میسوزد و ما مجبور به عوض کردنش میشویم. تا حالا چند بار توی تاریکی از پله‌ها افتاده‌ایم و سر و کله‌مان شکسته است که البته برای آزادی وطن چیزی نیست.

    همچنین تا بحال چند بار از اداره برق آمده‌اند و کنتور خانه‌مان را عوض کرده‌اند و برق صنعتی و کابل های فشار قوی وصل کرده‌اند ولی ما از مبارزه خسته نمی شویم و همچنان امیدواریم که با این روش‌های کم‌خطر و مسالمت‌آمیز رژیم را ساقط کنیم و به دمکراسی و خوشبختی برسیم. پس پیش به سوی اتوهای برقی!»

  15. نكته مهم اين است كه حضرات مورد نظر شما هنوز معتقدند ، مردم بيدفاع و بي گناهى را كه حكومت
    فا شيستى اسلامى در آن سالها ميكشت ،به حقق كشته است. زيرا آنان منافق ، مرتد ، مشرك ، كافر ، جاسوس ، عوامل استكبار جهانى و و و ….. بوده اند. در صورتى كه آن مظلومان زنده شوند قتل مجددشان از نظر جانيان لازم و واجب شرعى است.
    هر داد و فريادى دادوفرياد نيست . داد و فرياد اين آقايان به خاطر قدرت است و بس.

    سوختن شمع از براى ماتم پروانه نيست
    روز نزديك است و در فكر شب تار خود است

    رضا

  16. درود شایگان عزیز

    به نکته خوبی اشاره کردی.

يك پاسخ برايش بگذاريد