جمهوری اسلامی به تازگی دست به سانسور گسترده ای در کتاب های تاریخی زده است، برای نمونه نام پادشاهان را از تمامی کتاب های درسی حذف کرده است. آن چه در پایین می آید قسمتی از کتاب تاریخ مقطع (دوم) راهنمایی می باشد که هم اکنون در مدارس ایران تدریس می شود.
تا قبل از ظهور اسلام، ایرانیان مردمانی بدوی، بت پرست و با تمدن کاملا بیگانه بودند. در این دوره برخی از قبایل ایرانی، دختران خود را زنده به گور می کردند.
با ظهور دین اسلام، آوازه ی این دین پر از مهر و محبت خیلی زود به ایران رسید. مردم ایران شخصی به نام سلمان فارسی را به نیابت از خود به نزد پیامبر فرستادند. سلمان فارسی به نزد حضرت محمد رفت و از او خواهش کرد تا ایرانیان را به عنوان مسلمان بپذیرد. اکثر اعراب با این درخواست سلمان فارسی مخالفت کردند اما حضرت محمد که دارای قلبی رئوف و مهربان بودند با رویی گشاده از سلمان پذیرایی نمود و درخواست وی را پذیرفت.
این خبر مسرت بخش چنان سلمان را خوشحال نمود که فاصله ی چهل روزه ی بین مکه تا مدائن را بیست روزه طی نمود. مردم ایران به مناسبت این خبر خوش یک هفته ی تمام را به جشن و پایکوبی پرداختند.
همان طور که در بالا اشاره شد مردم ایران فاقد فرهنگ و تمدن بودند بنابراین بار دیگر سلمان فارسی را به نزد پیامبر فرستادند و از او خواهش نمودند تا تنی چند از مسلمین را برای اداره ی کشور و آموزش سایر موارد به ایران بفرستد.
در طی دهه ها، بر اثر جنگ های قبیله ای در ایران، بسیاری از مردان و پسران کشته شده بودند و در نتیجه بسیاری از زنان بی شوهر و بسیاری از دختران فاقد خواستگار بودند.
پیامبر اسلام چند صد مسلمان عرب را به کمک ایرانیان فرستاد. مسلمانان در ابتدای امر هر کدام هفت یا هشت زن ایرانی را اختیار نمودند. گرچه مسلمانان دختران و زنان ایرانی را به همسری برگزیده بودند اما تعداد زن ها و دختران آن قدر زیاد بود که با این وجود باز هم بسیاری از آنان بی شوهر ماندند در نتیجه مسلمین تصمیم گرفتند ده ها هزار زن و دختر ایرانی را برای رسیدن به شوهر، به شبه جزیره عربستان بفرستند، بدین ترتیب ریشه ی فساد را در همان ابتدای کار خشکاندند. از آن پس دیگر هیچ زن و دختری بدون شوهر نماند.
هر چقدر پیامبر و اهل بیتش نسبت به ایرانیان نیکی می کردند همان قدر هم برخی از اعراب نسبت به ایرانیان کینه داشتند. آن ها اعتقاد داشتند که ایرانیان نبایستی مسلمان باشند.
پس از رحلت پیامبر اسلام، سه تن از به اصطلاح یاران پیامبر حضرت علی را به گوشه ای کشاندند و به وی گفتند ما می دانیم که تو نایب بر حق پیامبری اما ما برای بیعت با تو یک شرط داریم، شرط ما هم این است که به ایرانیان بگویی که دست از مسلمانی بکشند.
حضرت علی خطاب به آن سه تن گفتند اگر عطارد را در دست راست من و مریخ را در دست چپ من هم بگذارید هرگز چنین کاری نخواهم کرد، عطای خلافت را به لقایش بخشیدم.
بدین ترتیب شخصی به نام ابوبکر به خلافت رسید، گرچه بر اساس قرارداد آن ها، حال که حضرت علی از خلافت چشم پوشیده بود نبایستی کاری به کار ایرانیان می داشتند اما آن ها عهد شکستند و از فردای خلافت ابوبکر شروع به آزار و اذیت ایرانیان کردند.
پس از مرگ ابوبکر، عمر به خلافت رسید، وی شخصی به نام سعد ابی وقاص را روانه ی ایران کرد و به ایرانیان هشدار داد که دست از مسلمانی بکشند اما ایرانیان که تازه طعم شیرین آزادی را چشیده بودند حاضر به قبول این امر نشدند. عمر لشکری را به سوی ایران روانه ساخت، ارتش ایران به فرماندهی سید رستم فرخزاد در بیرون شهر مدائن به مصاف دشمن رفت، لشکر ایران دو بار دشمن را شکست داد اما عاقبت در مرتبه ی سوم شکست خورد.
لشکر عمر شروع به کشتار ایرانیان نمود اما حتی یک ایرانی هم حاضر نشد که از دین اسلام برگردد. عمر برای این که ایرانیان را مجبور به اطاعت کند متوسل به شیوه های ناجوانمردانه شد، وی اعلام کرد که اگر ایرانیان حاضر نیستند دست از مسلمانی بردارند پس باید نیمی از درآمد سالیانه ی خویش را به عنوان مالیات بپردازند. عمر انتظار داشت که با این شرایط بسیار سختی که وضع کرده بود ایرانیان را وادار سازد که دست از مسلمانی بکشند اما شگفتا که این حربه ی او نیز ره به جایی نبرد.
عمر کتابخانه ها و مزارع را آتش زد اما باز هم اثری نکرد، صحبت کردن به زبان پارسی را ممنوع کرد اما باز هم نتیجه ای نداشت. وی که از دیدن این همه مقاومت سخت عصبانی شده بود در حضور بسیاری از ایرانیان به پیامبر اسلام دشنام داد و وی را عامل مسلمان شدن ایرانیان دانست.
ایرانیان به پیامبر اسلام بسیار علاقه داشتند و به هیچ روی نمی توانستند ببینند که شخصی به وی توهین کند. یکی از ایرانیان دلاور به نام میر فیروز نهاوندی به محض شنیدن دشنام از زبان عمر، به سوی وی شتافت و با خنجری که در دست داشت به زندگی ننگین وی پایان داد.
پس از عمر آخرین بازمانده ی این قوم به خلافت رسید و او نیز راه خلفای پیشین را ادامه داد اما مانند آن دو نفر قبلی نتوانست ذره ای از مهر و محبت ایرانیان به دین اسلام را کم کند. خلیفه ی سوم نیز سرنوشتی بهتر از خلیفه ی دوم نداشت و وی نیز به علت بی احترامی کردن به مقام پیامبر اسلام توسط یکی دیگر از ایرانیان دلاور به هلاکت رسید.
عاقبت پس از سال ها انتظار، امام علی به امامت رسیدند. دوران امامت حضرت علی اوج شکوفایی و رشد ایران بود. مردم ایران در این دوره در ناز و نعمت زندگی می کردند. کشور کاملا به آبادنی رسید و بناهای بسیاری در کشور ساخته شد.
تخت جمشید، بیستون، سی و سه پل، چهل ستون و بسیاری دیگر از آثار باستانی ایران در دوران امام علی در ایران ساخته شدند.
مربوط به موضوع های: سرگرمی | بر چسب ها: محمد, مسلمین, مسلمان, پیامبر, پیامبر اسلام, پادشاهان, امام علی, ایران, اسلام, تاریخ, حذف نام پادشاهان از کتب درسی, علی
آقا مردم از خنده، شایگان جان خیلی جالب بود، همیشه موفق باشی.
با سلام
كاملا درسته خدماتي كه در زمان حضرت علي
صورت گرفت بيشمار بودند از جمله برج ميلاد مترو تهران
راه آهن. پالايشگاه آبادان.ذوب آهن اصفهان.
مسجد جمكران مرقد امام كه روحش در عذاب دائم باد
همه و همه در زمان اون دانشمند فرزانه درست شدند
واقعا آدم نميدونه به اين بي شرمي اينا بخنده يا گريه كنه
به نظر غیر واقعی میاد این مطلب
taimaz jan in tanze!!=)))
eival kheili bahal bud
inam ezafe konam ke tarze hokumate emam ali un zaman az hokumate liberal o… kheili pishrafte tar bud!!
ina hamashoon kesafatan ,khak bar sareshoon ,tanha rahesh ine ke hame hoshyar bashim ta in charandiato too kaleye bachehamoon foroo nakonan,ina hevanate ensan naman.
دوستان عزيز اينا رو واقعا نوشتن
مگه خميني نمي گفت ايرانيها آدم نبودند ده هزار عرب
آمدند مارو آدم كردند؟چرا فكر ميكنيد اين طنزه؟
وقاحت و بي شرمي حدي داره
در زمان علي كي مردم ايران در نازو نعمت به سر برده اند؟
غير از كشت وكشتار و تجاوز به زنان و مادران و غارت اموال
ايرانيان چه كار ديگه يي كرده اند؟
در زمان حمله اعراب مخصوصا دوره علي رودخانه ها هم
خشكيدند جنگلها هم سوختند غير از بدبختي و نكبت چيزي
به ارمغان نياوردند اين حكومت هم نماينده اون دزدان هستند
يك عده آخوند خمس و زكات گير فرومايه ببينيد با ما چكار
ميكنند
شایگان جان همه مطلبت یه طرف این کامنت تایمازم یک طرف!
آفرین دقیقا با نصر خودشون نوشته بودی
اما میخوام یه کم ملا لغتی بشم و یه ایراد کوچولو بگیرم
پیروز نهاوندی
نه فیروز نهاوندی
با عرض پوزش
من فکر می کنم تخت جمشید برای سالها پیش از اسلام بوده. ای کافران از هر خدایی بی خبر بخود آیید…
اینقدر عصبانی بودم از این از خدا بیخبران که 2500 رو 2005 نوشتم
من می تونم بپرسم این مطالبی که شما از قول کتاب سال دوم راهنمایی گفتی، در کجای این کتاب درج شده؟!!!!!! من نه تنها کتاب تاریخ سال دوم راهنمایی، بلکه سال های اول و سوم رو هم چک کردم، ولی چیزی پیدا نکردم!! اگر چه من خودم موافق نحوه ی نقل تاریخ این کتاب ها نیستم، ولی جسارتا یه توصیه به شما دارم که لطفا از روش های خود حکومت برای تخریب حکومت استفاده نکن و از دروغ پراکنی و دامن زدن به شایعات دروغ خودداری کن.
ریدم تو اسلام
به قول میزاده:
هر کجا شهر مسلمانان است / بود از گند و گه آکنده
daram bala miyaram az in mozakhrafat!
اگر ممکن است از کتاب اسکن بگیرید و آنرا در وب لاگتان قرار دهید. باید این حکومت جهل و جور و فساد عرب پرست را به بیابان هایی حجاز پس فرستاد.
IN ALI ADAMKOSH ASLAN MERIKH VA ATAROTO MISHNAKHT KOJAST? ONHA AN RO AZ KOSHT KOBIDEH TASHKHIS NEMIDADAN.
in joke ya vaghean nevashte shodeh toye ketab madreseh akhe eslam bad az 1400 sal hanouz booye gandeshoo az bein nabordeh ch bereseh be 1400 sale pish . vaghean bayed in eslam ro betooreh kol toye iran nabud kard
با درود
این چیزی که بالا خوانده اید باید بگم بدبختانه حقیقت داره
دوستان تنها راه برای نجات ایران اطلاع رسانی همین
میدونم که خیلی از ما ایرانیا اصلا مشکلی برامون نداره همچنین چیزایی رو بشنویم و یا ببینیم چون ما کوریم چون ما خرد نداریم چون ما اگر کسی به ما بگه که محمد یا علی دزد بودن یا تجاوز به زنان ایرانی کردن میگیم خوب اونا از طرف
خدا اومدن اونا باید این کار رو میکردن چون ما کافر بودیم و اصلا بشر نبودیم .
دوستان بیاییم همه باهم این لکه سیاه که 1400 ساله که
روی ما و ایران افتاده رو برداریم باید از خودمون شروع کنیم
بعد از خانوداده و سپس از دوستان و در اخر مردم.
ما پیروزیم چون کوروش رو داریم چون پاپک رو داریم چون ارش
رو داریم چون ایرج رو داریم وووو چون جنبش سبز رو داریم…
مرگ بر تازی نامه و افکار و نوشته کثیف این دین کثافت و ادمکش و تجاوز گر مرگ بر اسلام
بدرووووود و پاینده ایران
چرا ناراحت می شوید؟
شما که تاریخی ندارید؟
راست میگویند!
Ey val, aslan dar zamaneh zohooreh islam keshvari beh nameh irano, ghomi benameh irani naboodeh. aslan ghaarehyeh asia-ro hamin araba ba khako siman sakhtan. Bavar nadareed beh sooreh “gharatool maskooni al sazandehgee’ morajeh koneed ta bavar koneed.
az khandane in charndiyat vaghean gerft.vay bar ma ke tarikh va hezaran sal tamadon va farhange ma ro injori be bazi gereftan.omidvaram ke daneshamozan va moleman keshvaremoon ba atish zadan in ketbha dar barabare tohine bozorgi ke be ma irania kardan beistand.maghsode man molemane keshvare ke chetour mikhan in mozakhrafatao to kelasaye dars be bachehamoon began.
البته یه جاهاییش از دستشون در رفته و راستش رو گفتن !
تمامی خلفای راشدین رو ایرانی ها کشتن . حتی علی رو که بهمن جازویه رامهرمزی کشت .
ادامه : حسن توسط یکی از 400 زنش کشته شد و آخرین لحظه عمرش به ایرانی ها نرسید . اما حسین را هم یکی از اعراب دارای ریشه ایرانی کشت .
هر چه که نوشتند درست است .فقط بادرس اخوندها چون مادر و خواهرشان هرزه بودند.
چرا راه دور میریم اینا واقعا معتقدند رجوع کنید به مزخرفات شریعتی و مطهری … درباره چهارشنبه سوری
motahari video on sonathaye irani akhar ham khomeinist ke migooyad mosalmanha 25000 arab iraniha ra adam kardand.
دردنامه یک ایرانی مقیم ژاپن:
آه بر زبانم، اشک بر چشمانم و غم بر دلم گسترده شده است . خبر به دار آویختن احسان فتاحیان جوان آزادیخواه ایرانی را خواندم و تاب نشان ندادن واکنش در برابر این رخداد دردناک و غیر انسانی از دستم رفت .
نمی دانم چگونه احساس غم انگیز و دردناک دلم برای به دار آویختن احسان که مانند بسیاری دیگر از ایرانیان ازادیخواه طعمه ضحاکان خونخوار شد را چگونه واژه نگاری کنم.
من رویایی در دل دارم، آرزویی در سر دارم و نور امیدی در چشم دارم. رویای من این است که روزی واژه های پلیدی همچون اعدام، شکنجه و یا زندان انفرادی آنهم به دلیل دگر اندیشی، از فرهنگنامه ما ایرانیان بیرون انداخته شود و بجای آن واژه های زیبای زندگانی، مهر و بخشش در فرهنگنامه ما پررنگتر و بزرگتر نوشته گردد.
اما چه شد که ما ایرانیان که روزی به جوانمردی مشهور بودیم به چنین روزی افتادیم . چه شد که برای ما ایرانیان ارزش جان اینقدر کم شد و به ساده گی از کنار خبرهای روزمره مربوط به اعدام، شکنجه و آزار می گذریم .
کجا رفت یادگار کورش پدر ما ایرانیان که به ما مهر و بخشش و مردم سالاری را یاد داد، کجا رفت آیین زرتشت که به ما پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک را یاد داد . کجا رفت آن سروده حافظ که به ما مروت با دوستان و مدارا با دشمنان را یاد داد .ای آه ….
قلب احساس از تبش افتاد، اما خون او هنوز در رگ های ما ایرانیان می چرخد و راه او برای رسیدن به آزادی و یک زندگی انسان منشانه و بدون بندگی و برده گی در کشور ایران ادامه خواهد داشت .
به امید اینکه واکنش شدید در برابر گرفتن جان آدم ها، شکنجه و آزار مردم برای ما تبدیل به یک ارزش و آیین تغییر ناپذیر شده و دیگر چنین رویدادهای غیر انسانی و ددمنشانه در ایران و یا هر دیگر کشورها رخ ندهد .
احسان ما را ببخش که نتوانستیم تو را از دست ضحاکان زمان آزاد کنیم . روحت شاد و رستگار باشی. سپاسگزارم
در مورد حکومت دستاربندان هرچه بگویند باز کم است اما در کتاب دوم راهنمائی چنین مطالبی را نیافتم . خواهشمندم مطالبی را بیان کنید با مدرک دست تا بهانه بدست آخوند جماعت ندهد تا با بهره برداری از آن واقعیت ها را هم دروغ جلوه دهند .
جعفر یگانه
ما دماری از روزگار هرچی مسلمونه در میاریم که توی داستانا بنویسن…حالا این خط اینم نشون
به نظر ميرسد كه شما تو ايران نيستيد و يا اطلاع نداريد اين سخنان ابلهانه جز با بي اطلاعي و فرومايگي حاصل نمي شود لطفا بريد و تاريخ رو يكبار ديگه مرور كنيد و اگر از روي تعمد است بي خود وقت صرف نكنيد و اينقدر به اسلام و مسلمين فحش نثار نكنيد چه اين نيز نشانه ايي از فرو مايگي شماست بدانيد كه چراغي را كه ايزد برفروزد هرآنكس پف كند لنگش بسوزد
پاينده ملت ايران و كشور ايران
مرگ بر جيره خوارن استكبار
شعارتون رو دوست دارم، واقعا مرگ بر جیره خواران استکبار
ما زیادیم، کلّه خریم و دیگه حوصله شوخی هم نداریم. این دفعه دهن مذهبی و چپی رو یکجا سرویس میکنیم. حالا شما هی دور واستین و حرفهای کتابی بزنین. ببینین آخرش چی میشه
اونکه نوشته بود ما خرد نداریم واقعا راست گفته. کسیکه باور کرده که این چیزا رو تو کتاب درسی نوشتن واقعا به تمام معنا خره.
تا وقتی این حکومت دشمنانی مثل شما داره هیچ غمی نداره.
[...] منبع: گامـــرون [...]
این بسیار خوبه که این مقاله نوشته شده. ولی شما حتما باید صفحه کتاب و نام کتاب را اورده تا برای مراجعه و تحقیق و تکثیر کار اسانتر شود.
حتی تصویری از این صفحه لازم است. با سپاس
تف به ذات هر کس که باور نکنه و بگه طنزه!!
من هنوز نتوانسته ام ذیلِ طنز درج شده بودنِ این مقالۀ بی مزۀ سخیف را پیدا کنم. لطفاً در سایت خود نشان دهید که این مطلب در صفحۀ “طنز” درج شده. این بسیار بی مسیولیّتی است.
اگر نگاهی به سمت چپ وبلاگ بیندازید به خوبی متوجه می شوید، ضمنا ادبیات به کار رفته کاملا نشان دهنده ی طنز بودن مطلب است.
kheili kare zeshti kardid ke be in eshareh nakardid ke in tanz hast !!agar
مسخره اش را در آوردی، چرا خبر جعلی درست می کنی یا حداقل توی متن اشاره نمی کنی که طنزه؟